داستان تغییر نقشه خاورمیانه پساجنگ
پادشاهی میانه
در کلبهای برفی در کریمه، نمایندگان چین، روسیه و ایران بر سر نقشه خاورمیانه نشستهاند؛ وقتی آمریکا عقب میکشد، مرزهای کاغذی سایکس-پیکو چه میشوند و پادشاهی تازه از کجا سر برمیآورد؟

فهرست مطالب
- پرده اول: کلبه سرنوشت
- پرده دوم: فرصت آشوب
- پرده سوم: کشورهای کاغذی محو میشوند
- پرده چهارم: بحران کشورهای وابسته
- پرده پنجم: اجاره امنیت بالا رفته است
- پرده ششم: پاکستان، هند، قفقاز، زنگزور
- پرده هفتم: عراق، سوریه، لبنان، یمن
- پرده هشتم: اعلامیه نظم جدید
- پرده نهم: سونامی فروپاشی
- پرده دهم: پادشاهی مردم
- اتاق شواهد داستان پادشاه میانه
- بخش اول: فیلمها و مستندها
- بخش دوم: اسناد، کتابها و تحلیلهای راهبردی
- بخش سوم: مصاحبهها و منابع تکمیلی (شامل منابع فارسی)
پرده اول: کلبه سرنوشت#
هلیکوپتر در ارتفاع پایین پرواز میکرد. صدای پرههایش در هوای سرد روسیه و شهر بندری کریمه، خفه و ممتد بود، مثل نفسی که در سینه حبس شده و آرام بیرون میآید. نماینده چینی ؛ مردی میانسال با عینک گرد و کتوشلوار تیره ساده کنار پنجره نشسته بود و به برف نگاه میکرد. برف، زمین را سفید کرده بود. ماشینها، جادهها، ساختمانها همه زیر یک لایه نازک سفید پنهان شده بودند، و از این ارتفاع، شهر شبیه نقشهای بود که کسی با مداد سفید روی آن خط کشیده باشد. او کیف چرمی کوچکی در دست داشت و ماسکی مشکی به صورت. قرار نبود کسی او را بشناسد. قرار نبود کسی بداند که او آمده است.
هلیکوپتر در نقطهای خارج از شهر، در یک فرودگاه کوچک و خلوت، به زمین نشست. نماینده چین پیاده شد. مردی جوان با کاپشن تیره و چهرهای بیاحساس، بیآنکه حرفی بزند، او را به سمت قطاری راهنمایی کرد که در ایستگاهی دورافتاده منتظر بود. قطار، قدیمی بود. واگنها، کهنه و کمنور. نماینده چین در کوپهای نشست و به پنجره نگاه کرد. برف، از کنار پنجره میگذشت. بیصدا. آرام. مثل چیزی که میخواهد فراموش شود.
قطار در ایستگاهی کوچک ایستاد. نماینده چین پیاده شد. ماشینی سیاه، بینشان، منتظر بود. راننده، مردی بود با کلاه نمدی و نگاهی که آینه عقب را میپایید. ماشین وارد خیابان اصلی شد و بعد چند لحظه از کنار کاخ لیوادیا، کاخ تابستانی نیکلای دوم و عبور کرد و جینگ با دقت به ان نگاه کرد. سالها پیش سه قدرت بزرگ جهانی شوری، بریتانیا و آمریکا کنفرانس یالتا را در آن برگزار کردند. راننده از جادهای فرعی گذشت، از میان درختهای کاج پوشیده از برف، و در انتهای جاده، کلبهای ظاهر شد. کلبهای چوبی، با سقفی شیبدار و دودکشی که دود نازکی از آن بالا میرفت. اطراف کلبه، هیچکس نبود. نه همسایهای، نه ماشینی، نه صدایی. فقط برف و درخت و سکوت.
مرد چینی پیاده شد. درِ کلبه باز بود. وارد شد. داخل، گرم بود. بوی چوب سوخته و قهوه تازه. اتاق، ساده بود. یک میز چوبی، چند صندلی، و پنجرهای که رو به برف باز میشد. روی میز، نقشهای پهن بود. نقشه جهان. و روی نقشه، خاورمیانه با ماژیک قرمز دور گرفته شده بود. کنار نقشه، جزوهای بود با عنوان «غرب آسیا؛ نظم نوین».
دو مرد پشت میز نشسته بودند. یکی از آنها ، مردی شصت ساله با قدبلند و بدنی پر و چهارشانه، ریش مرتب و کوتاه، عینکی با فریم نازک فلزی، و پالتوی خاکستری تیره نماینده ایران بود. او را میشناخت. قبلا چند بار در ایران و قزاقستان باهم صحبت کرده بودند. محسن صدایش میزدن.. دیگری مردی با موهای خاکستری، پیراهن فلانل چهارخانه و ژاکتی پشمی که نماینده روسیه بود. الکساندر. هر دو، سالها بود که همدیگر را میشناختند. از روزهای سخت. از روزهایی که هیچکس به آنها اعتماد نداشت. و حالا، اینجا بودند. در برف. دور از چشمها. در محدودده دور تر از خانه که شاید با دوربین قابل دیدن بود تیم ها ی ضد جاسوسی مخابراتی و ماهواره ای برای برگزاری یک جلسه مهم و تاریخی اماده بودند. هیچ کس غیر از اون سه نفر نباید از تصمیمات اون جلسه باخبر میشد.
الکساندر بلند شد. «خوش آمدید. به کشور یخ و برف؟»
نماینده چین لبخند کوتاهی زد. «برف، بهترین پوشش است. هیچکس در برف، کسی را نمیبیند.»
محسن به او نگاه کرد. «بنشینید. ما منتظر شما بودیم.»
نماینده چین نشست. کیفش را روی میز گذاشت. به نقشه نگاه کرد. «خاورمیانه.»
محسن سرش را تکان داد. «نه. اسم اینجا دیگر خاورمیانه نیست. اینجا غرب آسیاست. خاورمیانه، اسمی است که دیگران گذاشتند. ان ها الان دیگر اینجا نیستند.»
نماینده چین به او نگاه کرد. «غرب آسیا. اسم خوبی است. اما اسم، مرزها و کشورها را عوض نمیکند.»
محسن به او نگاه کرد. «نه. اما اسم، هویت را عوض میکند. و هویت خود قدرت است.» فضای جلسه سنگین بود و با تکه های رد و بدل شده سنگین تر هم میشد.
الکساندر به نقشه اشاره کرد. «ما اینجا جمع شدهایم که درباره قدرت حرف بزنیم. نه درباره اسم. قدرت، در نظم جدید، توزیع شده است. و ما سه سهم خودمان را میخواهیم. نه به خاطر طمع ورزی. به خاطر اینکه بدون ما، نظم جدید شکل نمیگیرد و اشتباهات گذشته نباید تکرار شود. قرار نیست مثل سایکس و پیکو کشورهای »
محسن به نقشه نگاه کرد. «ببینید. در نظم قدیم، چهار دروازه برای چهار قدرت وجود داشت. ترکیه، دروازه اروپا بود. پاکستان، دروازه چین. اسرائیل و عربستان، لنگرهای آمریکا در جهان عرب. و ایران. ایران از هیچ دروازهای وارد نمیشد. ایران داخل قلعه بود و در اختصاصی خود را داشت و دارد. و هنوز هم هست. ایران نه عضو ناتو است، نه زیر چتر امنیتی چین، نه به پیمان دفاعی با یک قدرت خارجی متکی ست. بخش اصلی قدرت سخت ایران در داخل کشور ساخته شده است. از نیروی موشکی و پهپادی گرفته تا توان دریایی، صنایع دفاعی، عمق جغرافیایی و هرمز و شبکه روابط منطقهای. و همین، تفاوت ایران با همه بازیگران دیگر است. اما یک چیز را باید اعتراف کنم. داخل قلعه بودن، به تنهایی قدرت نظمسازی نمیآورد. ایران میتواند جلوی حمله را بگیرد، اما برای نظمسازی باید همسایگان از حضور آن احساس امنیت نسبی کنند. و این، کار دشواری است.»
نماینده چین به او نگاه کرد. «شما از داخل قلعه حرف میزنید. و از امنیت که البته اساس هرچیزی ست. اما امنیت، به تنهایی کافی نیست. من سالهاست که یک جمله را در جلسات مختلف تکرار میکنم: نمیشود اقتصاد را روی آب بنا کرد. اقتصاد، روی امنیت پایدار بنا میشود. تصور کنید درختی را در زمینی میکارید که هر روز ممکن است آب آن قطع شود، باد آن را ریشهکن کند یا همسایهای آن را از جا درآورد. هیچ باغبانی عاقلی در چنین زمینی سرمایهگذاری نمیکند. اقتصاد هم همینطور است. پشت هر بندر بزرگ، کارخانه عظیم، کریدور تجاری و سرمایهگذاری بلندمدت، یک مسئله بنیادیتر وجود دارد: امنیت. سرمایهگذار باید بداند کارخانهای که امروز میسازد، فردا در معرض جنگ، تحریم ناگهانی یا انسداد مسیرهای تجاری قرار نمیگیرد. شرکت باید بداند زنجیره تأمینش قابل اتکاست. دولت باید بتواند برای دههها درباره زیرساخت، انرژی، حملونقل و فناوری برنامهریزی کند. بانک جهانی در بررسی رفتار سرمایهگذاران بینالمللی، ثبات سیاسی و امنیت را در کنار محیط حقوقی و مقرراتی، از مهمترین عوامل تصمیم برای سرمایهگذاری در کشورهای درحالتوسعه میداند. اما تا اقتصاد روی این پایه ساخته نشود قدرت تثبیت نمیشود.»
محسن سرش را تکان داد. «میدانم. و برای همین، این جلسه را خواستهام. چون نظم جدید، بدون نظمسازی، به آشوب مستمر میرسد. و آشوب، برای همه پرهزینه است. امنیت، فقط نبود جنگ نیست. امنیت پایدار و ثبات شرایطی است که اقتصاد بتواند روی آن بنا شود و در ضمن بتواند هزینه شکل گیری و حفظ امنیت را بپردازد.. و این، یک چرخه است. نه یک رابطه یکطرفه.»
پرده دوم: فرصت آشوب#
محسن پوشهای از کیفش بیرون آورد و روی میز گذاشت. «قبل از اینکه درباره آینده حرف بزنیم، باید درباره پیامی حرف بزنیم که دیشب به من رسید. تقریباً همه کشورهای منطقه به ما پیام دادهاند. عربستان. امارات. مصر. ترکیه. عراق. حتی قطر و عمان. و همه یک سؤال دارند: ایران دقیقاً از ما چه میخواهد؟»
الکساندر پوشه خودش را باز کرد. «این سؤال از ما هم پرسیده شده. روسیه، در نظم جدید، سهم خودش را میخواهد. و کشورهای منطقه، از ما هم میپرسند: روسیه دقیقاً از ما چه میخواهد؟»
نماینده چین پوشه سوم را باز کرد. «و از ما هم پرسیدهاند. چین دقیقاً از ما چه میخواهد؟ پس بگذارید یک چیز را روشن کنیم. ما سه کشور، سالهاست که با هم کار میکنیم. و حالا، وقت آن است که به منطقه هم جواب بدهیم. نه با بیانیه. با نظم و یک معماری کاملا شرقی.»
محسن پوشه را باز کرد. «هنوز جواب ندادهام. چون جواب، یک جمله نیست. یک نظم است. و نظم، بدون شما و چین، امکانپذیر نیست. اما یک چیز را میدانم؛ پادشاه قبلی رفته است. ما او را بیرون کردیم. نه با جنگ. با فرسایش. با صبر. با قدرت درونزا. و حالا، ساختار امنیتی و معماری امنیتی این منطقه، برای ماست. نه به خاطر اینکه ما یک قدرت منطقه ای هستیم. بلکه به خاطر ان که ما بدون اتکا به کسی نظم قبلی را در دو دهه گذشته تخریب کردیم و با صبر و زحمت و تحریم و عقب ماندگی از آنچه باید میداشتیم، هزینه ان را دادیم.باید دوباره به ایران را بسازیم اینبار بدون فشار بیرونی»
نماینده چین به او نگاه کرد. «شما از پادشاه قبلی حرف میزنید. آمریکا.»
محسن سرش را تکان داد. «آمریکا. پادشاه قبلی. که دیگر پادشاه نیست. اما، هنوز ابرقدرت است. و قدرت، همیشه عقبنشینی نمیکند. گاهی عقبنشینی میکند که دوباره برگردد. و ما باید آماده باشیم. اما این بار، آماده بودن یعنی چه؟ یعنی اینکه ما نظم جدید را بسازیم، قبل از اینکه آمریکا دوباره برگردد. و نظم جدید، بدون سه چیز امکانپذیر نیست: بازآرایی نظم منطقهای، شبکه قدرت و تعریف جدیدی از قدرت که در آن، دیگران مجبور به مذاکره با شما شوند و بدون شما هیچ تصمیم به سرانجام نرسد.»
الکساندر جزوه را باز کرد. «من این را برای این جلسه نوشتم. نه برای اجلاس. برای شما دو نفر.» جزوه را روی میز گذاشت. «در این جزوه، سه سناریو برای خاورمیانه آمده. سناریو اول: آمریکا میرود و هیچکس جایش را نمیگیرد. نتیجه: فروپاشی کشورهای کاغذی، جنگهای داخلی، و ظهور بازیگران غیردولتی. سناریو دوم: آمریکا میماند اما ضعیفتر. نتیجه: رقابت فرسایشی، بدون برنده. سناریو سوم: قدرتهای منطقهای — ایران، ترکیه، شبه جزیره، مصر — با هم یک نظم جدید میسازند. نتیجه: ثبات نسبی.»
محسن به او نگاه کرد. «حتما داری شوخی میکنی؟»
الکساندر: «من سناریو سوم را ترجیح میدهم. اما سناریو سوم، بدون ترتیبات امنیتی ایران امکانپذیر نیست. ایران، تنها کشوری ست که قدرت درونزا دارد و همچنین کنترل دو تنگه را. کشور تو تقریبا بزرگترین قدرت موشکی و پهپادی جهان باشد و حتما در نظم جدید، معمار است، نه مشتری. اما یک چیز را هم باید بگویم. قدرت نظامی درونزا و بازدارندگی، مساوی با قدرت نظمسازی نیست. ایران ممکن است بتواند جلوی حمله را بگیرد، اما برای اینکه بتواند نظم جدید بسازد، باید کاری بسیار دشوارتر انجام دهد: باید کاری کند که همسایگان نیز از حضور آن احساس امنیت نسبی کنند. این یکی، تنظیم رابطه و منافع درست است. و این، همان نقطهای است که آینده ایران را تعیین میکند.»
نماینده چین سرش را به نشانه تایید تکان داد. «ما هم به ایران نیاز داریم. نه به خاطر نفت. به خاطر مسیرها. جاده ابریشم، از ایران میگذرد. کریدورهای شمال-جنوب، از انجا میگذرد. و اگر ایران نباشد، این مسیرها یا بسته میشوند یا در اختیار رقیب قرار میگیرند. اما چین، در خاورمیانه، منافع مستقیم ندارد. چین، در خاورمیانه، منافع غیرمستقیم دارد. انرژی. مسیرها. و ثبات. و ثبات، بدون کشور محسن، امکانپذیر نیست.»
محسن به او نگاه کرد. «پس ما داریم در مورد دنیای چند قطبی صحبت میکنیم. نه صرفا یک یک پیمان. نه یک اتحاد صوری. وزن و توانایی کشورهاست که در جهان جدید به انان قدرت میدهد. یک معادله جدید باید ایجاد شود. ایران، پادشاه پادشاهان میانه میشود. روسیه، پادشاه اوراسیا. چین، پادشاه شرق. و هر سه، با هم، نظم جدید را میسازند ولی در تعامل با قدرت های اصیل. نه با خطکش بریتانیا و فرانسه. با قدرت. طبیعتا قدرت فقط موشک نیست قدرت از ریشه ها می آید از قلب ها مردمی که قبل از مرزهای جدید در اینجا بوده اند و خواهند بود.»
الکساندر به او نگاه کرد. «شما از معامله بزرگ حرف میزنید. معامله بزرگ، شرایط دارد. روسیه، در قفقاز، منافع تاریخی دارد. و در دریای سیاه، منافع نظامی. و در اوراسیا، منافع اقتصادی. و در نظم جدید، روسیه، این منافع را با هیچکس تقسیم نمیکند. مگر اینکه سهمش، به اندازه کافی لحاظ شود. و روسیه، یک چیز دیگر هم میخواهد: رابطه با آبهای آزاد. از طریق ایران. که خفگی ژئوپلیتیکش را بتواند مدیریت کند.»
محسن لبخندی زد و عیتنکش را در آورد. «باید با وقعیت های جدید کنار بیایم. ایران، آماده است. اما ایران هم شرایطی دارد. ما، از روسیه، منافع و بازیگری در قفقاز و تکنولوژی های نظامی و تبادلات تجاری در بالاترین سطح را میخواهیم. نه به خاطر جنگ. به خاطر بازدارندگی. و از چین، فناوری و سرمایهگذاری انحصاری. نه به خاطر نفوذ. به خاطر توسعه. و در مقابل، ایران، انرژی و لجستیک را تضمین میکند. و امنیت منطقه را. تنها کشوری یا بهتر بگویم تنها فرمانروایی که بدون نظر و اراده دیگران با کمک و همراهی متحدین وفادار منطقه ای قدرتمند خود میتواند انرژی و دسترسی ها را تضمین کند فقط ما هستیم و میتوانیم چون نه عضو پیمانی هستیم که با تصمیم جمعی مجبور به تغییر رفتار باشیم و نه برای قدرت خود التماس کسی را کرده ایم. ما 50 سال رنج استقلال کشیده ایم که من روزی به نمایندگی از مردم کشورم اینجا بنشینم و سهم سالها عقب ماندگی خود را نقد کنم و مسیر آینده را هموار کنم. مردم من اگر به دنبال مسیر همیشگی تاریخ بودند که انقلاب نمیکردند»
نماینده چین به او نگاه معناداری کرد. «اما یک چیز را فراموش نکنیم. کشورهای منطقه عجله دارند. و عجله، همیشه با بیثباتی همراه است. رئیسجمهور لبنان استعفا داده. نخستوزیر عراق هم همینطور. بسیاری از پادشاه های منطقه الان در لندن و پاریس هستند. از ترس عواقب جنگ. و رئیسجمهور مصر هم فرار کرده و معلوم نیست کجاست. این یعنی نظم قدیم، نه فقط در سطح منطقه، بلکه در سطح رهبران، فرو ریخته است. و ما باید سریعتر تصمیم بگیریم. چون خلأ، همیشه با آشوب پر میشود. و آشوب، برای همه گران است.»
الکساندر سرش را تکان داد. « این، یک فرصت است. نه یک تهدید. چون در آشوب، کسانی که قدرت درونزا دارند، میتوانند نظم بسازند. و ما سه کشور، قدرت درونزا داریم. و میتوانیم قابل اعتماد باشیم. اما نظم، بدون مشروعیت، امکانپذیر نیست. و مشروعیت، بدون مردم،شکل نمیگیرد . مردم، باید در تصمیمگیریها دخالت کنند. نه با کودتا. نه با فشار. با انتخابات. با همهپرسی. با دموکراسی. و اگر بعضی از حاکمان کشورهای عربی که احتمالاً باید بروند، مقاومت کنند، کسی در مقابل مردم نمیتواند مقاومت کند.»
محسن به او نگاه کرد. « ما هم معتقدیم بدون مردم شبیه آمریکا یا حتی شوروی خواهیم شد و روزی با خفت شکست خواهیم خورد. الساندر سرش را پایین انداخت و محسن ادامه داد: یک اتفاق مهم دیگرافتاده است. فرماندهان امنیتی در پادشاهیهای عربی که نزدیک به اسرائیل و آمریکا بودند هم در حال مهاجرت گسترده هستند. آنها دیگر تاریخ مصرفشان تمام شده. و این یعنی نظم امنیتی قدیم، نه فقط در سطح سیاسی، بلکه در سطح نظامی و امنیتی نیز فرو ریخته است. اگر زودتر اقدام نکنیم کار سخت تر میشود و این بهترین شرایط برای پادشاه قبلی ست. خاورمیانه در آتش. ما هنوز رقیب بزرگی داریم که از دور بازیگری میکند»

پرده سوم: کشورهای کاغذی محو میشوند#
بعد از ناهار که غذای سبکی هم بود الکساندر نوشته های خودش را ورق زد و به محسن گفت: «شما از کشورهای کاغذی حرف زدید. اما کشورهای کاغذی، یک اسم و یک منطق دارند:سایکس-پیکو. نقشهای که با خطکش کشیده شد. «سایکس-پیکو» یک توافقنامه محرمانه بین بریتانیا به نمایندگی سایکس و فرانسه به نمایندگی پیکو بود که در سال ۱۹۱۶ با هدف تقسیم پیشاپیش مناطق تحت کنترل امپراتوری عثمانی (خاورمیانه) بین دو قدرت جدید انجام شد.
اون ها هم در یک جلسه شاید مثل همین کلبه نشستن و عثمانی را تکه تکه کردند،. اردن. لبنان. سوریه. عراق. کویت. قطر. بحرین. امارات. همه اینها، ساخته سایکس-پیکو یا نظم بریتانیایی قبل ترش هستند و شما، آقای محسن، از این کشورها چه میخواهید؟»
محسن به نقشه نگاه کرد. «اولا بحرین تکه ای از عثمانی نبود یکی از استان ها ما بود و هست. البته من و شما مثل آنها احمق نیستیم که با خطکش نقشه کشورها را مشخص کنیم و بعد از مدتی قدرت های دیگر نقشه جدید را ترسیم کنند. ما به پادشاهی هزارساله فکر میکنیم. من و کشورم به اصالتها برمیگردیم. ترکیه، شبه جزیره و مصر و حتی عراق اصیلترین کشورها و تمدن های اینجا هستند و البته ایران . در نظم جدید، این چند نقطه باید قدرت اصیل خودشان را حفظ کنند البته به شرط تغییرات اساسی. ایران یقینا پادشاهی میانه جهان را مدیریت خواهد کرد ولی نه به سبک و سیاق قبل. ما همه مسلمان هستیم و باید یک قطب یا اتحادیه اسلامی در جهان بسازیم و هرکس باید نقش خود را به خوبی بازی کند مگر اینکه انتخاب های غلط باعث نادیده گرفته شدنش شود. کشورهای منطقه باید منتظر گوش دادن به شرایط جدید باشند. از این به بعد اولین مقصد هر دولت جدید درمنطقه باید تهران باشد نه واشنگتن.
و اما کشورهای کاغذی، یا در ترتیبات امنیتی جدید قرار میگیرند یا الحاق میشوند به یکی از دولت ملت های تاریخی منطقه. اما نه با خطکش. به آرامی. با فرهنگ. با اقتصاد. با تاریخ مشترک. و این، یک فرآیند است. نه یک تصمیم. و فرآیند، همیشه کندتر از تصمیم انی است. اما پایدارتر. تمدنهای خاورمیانه ایران، ترکیه و مصر باید توسعه پیدا کنند. نه به خاطر قدرت. به خاطر مردم. چون مردم، تنها چیزی هستند که در آشوب، دوام میآورند. حاکمان میروند. فرماندهان مهاجرت میکنند. اما مردم میمانند. و مردم، باید تصمیم بگیرند و کشور من این مولفه و قدرت آن را بهتر از هرکسی میشناسد و این یکی از مولفه های نظم جدید امنیتی منطقه خواهد بود. ما مثل امریکایی ها نمیتوانیم برای متحدین خود از دموکراسی صرف نظر کنیم و برای رقبا از چماق انتخابات استفاده کنیم.»
نماینده چین به او نگاه کرد. «و سوریه؟»
محسن مکث کرد. «سوریه، یک مسئله است. نه یک کشور. سوریه، بعد از سقوط اسد، بخشی از موقعیت خود را از دست داد. اما جای خالی ما خالی ماند. ترکیه وارد شد. اسرائیل تلاش کرد عمق امنیتی خود را حفظ کند. روسیه هم کوشید بخشی از حضور خود را نگه دارد و ایران، بخشی از ساختار سابق خود را از دست داد. اما شکست یک قدرت در یک میدان، لزوماً به معنای از دسترفتن دائمی آن میدان نیست. و ایران، اگر بخواهد بازگردد، بازگشت یک قدرت به سوریه نخواهد بود. بازگشت یک هژمون به سوریه خواهد بود. و تهران باید بتواند بگوید در ازای امنیت، انرژی، تجارت، بازسازی و اتصال، چه میخواهد؟ اگر این مسئله حل نشود به زودی ترکیه باید تاوان اشتباه خود در مقابل اسراییل را پس دهد. کشوری که متحد غرب است باید با سلاح غربی با نماینده انحصاری غرب در منطقه بجنگد. جنگ عجیبی خواهد شد. مگر اینکه قبل از اینکه دیر شود مسئله سوریه با بازیگری ما حل شود.»
الکساندر به او نگاه کرد. «شما از بازگشت هژمون حرف میزنید. اما هژمون، بدون قدرت نظامی، امکانپذیر نیست. و قدرت نظامی، بدون استقلال امنیتی، امکانپذیر نیست. و استقلال امنیتی، برای ترکیه و شبه جزیره و مصر، وجود ندارد. اینها همه، امنیتشان را از آمریکا خریدهاند. و در نظم جدید، یا باید قدرت درونزا بسازند یا در حوزه نفوذ یک تمدن بزرگ قرار بگیرند.»
محسن سرش را تکان داد. «میدانم. و برای همین، ایران، ضمانت امنیتی میدهد. نه به خاطر دلسوزی. به خاطر ثبات. ثبات، برای همه ارزانتر از آشوب است. کشورمن، مردم این منطقه را از همه بهتر میشناسد. مردم، باید خودشان تصمیم بگیرند. انتخابات ها ی بعدی منطقه همه چیز را مشخص میکند. اگر دولت های مستقل روی کار بیایند اینبار ما در کنار آنها نخواهیم گذاشت ساختار فاسد امریکایی ان ها را ضعیف کرده و کشورهای منطقه در یک باتلاق دائمی گیر کنند. ما نقش باغبانی را خواهیم داشت که علف هار هرز را وجین میکند و و از باغچه غرب آسیا مراقبت میکند چرا که هزینه مقاومت در مقابل نظم جدید فقط تغییر دولت ها نیست تصمیم ه ای بزرگ جوامع و مردمی ست که ما آزادی ان ها را تضمین خواهیم کرد.»
پرده چهارم: بحران کشورهای وابسته#
نماینده چین به نقشه نگاه کرد. «با برادر کوچکتر یانکی ها چه میکنید؟» منظورش اسراییل بود.
محسن به او نگاه کرد. «اسرائیل، بدون آمریکا، خیلی دوام نمیآورد. اسرائیل، یک پادگان کوچک است. با یک ارتش قوی و نمایندگی فناوری نظامی و ارتش بزرگ ایالات متحده و البته با یک وابستگی بزرگ. آمریکا از سال ۱۹۴۸ تاکنون حدود ۲۹۸ میلیارد دلار کمک به اسرائیل کرده که بخش عمده آن نظامی بوده است. این وابستگی به قدری عمیق است که نتانیاهو در می ۲۰۲۶ اعلام کرد میخواهد طی ده سال کمک مالی نظامی آمریکا را «به صفر» برساند ، اما خودش هم میداند که این یک شوخی است، نه یک برنامه عملی. تا وقتی ارتش اسرائیل از نظر مهمات، قطعات یدکی و فناوری به آمریکا وابسته است، استقلال تصمیمگیری امنیتی توهم است. اسرائیل، در نظم جدید، یا قدرت درونزا میسازد ؛ که ندارد ؛ یا در حوزه نفوذ آمریکا میماند. اما آمریکا دیگر در حوزه تاثیرگذاری نیست و اسرائیل، بدون آن، باید تعادل جدیدی پیدا کند و لحظهای تصویر کنید فکرکنید ما بخواهیم و اجازه دهیم این اتفاق بیفتد....محسن لحظه ای خندید و دو نفر دیگر هم لبخند زدن.... ، در لحظه انزوا اسراییل ، نظم جدید، بدون آن شکل میگیرد. و اسرائیل، در نظم جدید، یک کشور منزوی و رو به زوال خواهد بود. و احتمالا، باید به آمریکای جنوبی برگردد. آنجا زمین هم خریده اند . آنها همیشه بی سرزمین بوده اند و آواره. اواراههای بیاصالت. اسرائیل، در غرب آسیا، جایی ندارد. مگر اینکه بخشی از نظم جدید شود . بخشی از نظم جدید شدن، یعنی: از ایده «اسرائیل بزرگ» دست بکشند. حق بازگشت فلسطینیها را به رسمیت بشناسند و همهپرسی فلسطینیها را بپذیرند تا کشور جدید شکل گیرد و اگر نپذیرند، منزوی میشوند. نه با جنگ. با تحریم. با قطع رابطه. با به رسمیت شناختن فلسطین توسط همه.
اساسا یکی از شروط ما برای همکاری و ایجاد اتحادیه اسلامی قطع رابطه با اسراییل و کاهش سطح همکاری با آمریکا است. تا اسراییل باشد ثبات معنا نخواهد داشت .»
نماینده چین به او نگاه کرد. «شما از اسرائیل حرف زدید. اما اسرائیل، تنها نمونه امنیت اجارهای نیست. عراق نمونه دیگری است. آمریکا در سال ۲۰۱۱ از عراق خارج شد، اما کمتر از سه سال بعد برگشت. حالا در سپتامبر ۲۰۲۶ دوباره خارج شده است. تحلیلگران میگویند خروج آمریکا «خلأ امنیتی» ایجاد میکند که یا ایران آن را پر میکند یا داعش دوباره فعال میشود. یک افسر عراقی گفت: «مهمترین سؤال این است که آیا نهادهای امنیتی عراق برای مرحله بعد از خروج ائتلاف، پلان B دارند یا نه.» عربستان و کشورهای خلیج فارس هم در همین مسیر هستند. این کشورها سالها زیر چتر امنیتی آمریکا اقتصاد خود را ساختند. اما حالا در سایه جنگ و بیثباتی، پروژههای عظیم مثل نئوم متوقف یا کند شدهاند. عربستان بیش از 500 میلیارد دلار در نئوم خرج کرد و حالا میلیاردها دلار دیگر برای فسخ قراردادها هزینه میکند، در حالی که ساختارهای نیمهکاره در صحرا رها شدهاند. این پروژه قرار بود نماد «چشمانداز ۲۰۳۰» و تنوع اقتصادی عربستان باشد. اما وقتی امنیت منطقهای زیر فشار قرار گرفت، حتی یک پروژه ۵۰۰ میلیارد دلاری هم نتوانست دوام بیاورد. این یعنی امنیت اجارهای، ضمانت اجرایی ندارد. و اقتصاد روی آب، بنا نمیشود.»
الکساندر سرش را تکان داد. «و ژاپن و کره جنوبی هم اگرچه اقتصادهای موفقی ساختهاند، اما قیمت این موفقیت وابستگی امنیتی به آمریکا بوده است. ژاپن در چارچوب «دکترین یوشیدا» بخش اصلی از نیاز امنیتی خود را به آمریکا سپرد تا منابع بیشتری را برای بازسازی اقتصادی اختصاص دهد. اما این «معامله» یک شرط پنهان داشت: ژاپن باید در چارچوب نظم هژمونیک آمریکا بماند و هزینه کند. به طور مثال وقتی آمریکا در ۲۰۲۵ تعرفههای سنگینی بر خودروهای ژاپنی وضع کرد، ژاپن چارهای جز پذیرش نداشت و این غیر از خرید اوراق قرضه آمریکا با وام کم بهره است. خرید گسترده اوراق قرضه آمریکایی توسط ژاپن، ایالات متحده را قادر میسازد تا با هزینه کمتر بدهی استقراض کند و کسری تجاری و مالی خود را حفظ کند یک تحلیلگر میگوید: «ژاپن نمیتواند از چتر امنیتی آمریکا جدا شود، و همین به واشنگتن اهرم عظیمی در مذاکرات غیرامنیتی میدهد.» حتی متحدان نزدیک هم استقلال اقتصادی واقعی ندارند؛ هر وقت آمریکا بخواهد، قواعد بازی را به نفع خودش تغییر میدهد. و شاید گویاترین نمونه بریتانیاست، که خودش زمانی هژمون بود و حالا در چارچوب «رابطه ویژه» با آمریکا، در مسائل حیاتی مثل جزایر فالکلند و ایرلند شمالی با فشار واشنگتن روبرو میشود. ترامپ در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد «همیشه هر موضعی را دوباره بررسی میکند» . از جمله موضع آمریکا درباره حاکمیت فالکلند. یک تحلیلگر چینی میگئید: «آمریکا هر بار که فشار میآورد، به متحدانش یک دلیل دیگر میدهد تا به دنبال شریک جایگزین بگردند.» حتی بریتانیا، که خودش سابقه استعماری دارد، در نظم هژمونیک آمریکا در موقعیت «وابسته» قرار گرفته است.»
عربستان مثل سایر وابستگان است. هم نفت را به دلار میفروخت، و مازاد دلاری به دست آمده را دوباره به خرید اوراق قرضه آمریکایی اختصاص میداد، که این امر به طور مستقیم کسری مالی آمریکا را تأمین مالی میکرد و هزینه استقراض آمریکا را پایین نگه میداشت، در حالی که همزمان تقاضای جهانی برای دلار را تثبیت مینمود.
محسن نفس عمیقی کشید و کمی سکوت کرد و بعد ادامه داد. « این الگوی تاریخی یک نتیجه روشن دارد: هژمون نه فقط با زور، بلکه با «مدیریت وابستگی» استقلال امنیتی را سرکوب میکند. عربستان، اسرائیل، عراق، ژاپن و کره، همه در چارچوب نظم هژمونیک امنیت خود را «مدیریت» کردهاند. اما ان را «تولید» نکردهاند. ایران تنها کشوری در منطقه است که سعی کرده از این چارچوب خارج شود و همین باعث شده در معرض شدیدترین فشارها قرار بگیرد. استقلال امنیتی بدون مقابله با هژمون ساخته نمیشود . و این دو، دو روی یک سکه هستند. اما این، فقط بخشی از داستان است. بخش دیگر، این است که ایران باید امنیتی را که ساخته، به بستری برای تولید ثروت تبدیل کند. این تفاوت بسیار مهم است. قدرت بازدارنده میگوید: «اگر حمله کنی، هزینه میدهی.» اما قدرت سازنده یک مرحله جلوتر میرود و میگوید: «چنان ساختاری در منطقه ایجاد میکنم که همکاری اقتصادی، تجارت و اتصال برای همه بازیگران از بیثباتی سودمندتر باشد.» و این، همان نقطهای است که آینده ایران در آن تعیین میشود.»

پرده پنجم: اجاره امنیت بالا رفته است#
نماینده چین بلند شد و جزوه را برداشت و ورق زد. کنار شومینه اتاق رفت و همینطور که در حال خواندن نکات خود بود گفت «شما از کشورهایی حرف زدید که امنیت میخرند. و من میخواهم یک اصطلاح دقیقتر به کار ببرم: امنیت اجارهای. کشورهایی که امنیت را اجاره میکنند، نه میخرند. و اجاره، همیشه موقتی است. و در نظم جدید، اجارهبها بالا رفته است. و بسیاری از کشورها، دیگر توان پرداخت اجارهبها را ندارند. و این، یک بحران است. نه یک فرصت. و ما باید به دنیا بگوییم که دوره سواری مجانی تمام شده است. والت در کتابش نوشت که ما به متحدانمان اجازه دادیم «سواری مجانی» کنند. پوزن اسم دقیقتری گذاشت: «سواران ارزان» مثل ژاپن و آلمان که هزینه دفاع را به گردن ما انداختند، و «رانندگان بیپروا» مثل اسرائیل که حتی برخلاف منافع ما رفتار کردند چون میدانستند واشنگتن نجاتشان میدهد. حالا، در نظم جدید، این دوره تمام شده است. و ما باید وارد پیمانهای جمعی شویم. پیمانهایی که در آن، هر کشور، سهم خودش را دارد. امنیت همیشه با هزینه همراه است. و هزینه، همیشه با مسئولیت همراه است. مسئولیت، همیشه با حاکمیت خواهد بود. و حاکمیت، برای کشورهایی که نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، یک توهم است و این لحظه فروپاشی کشورهای ضعیف است.
آقای جینگ به ساعت خودش نگاه کرد و ادامه داد: دوگین دوست الکساندر، این را با بیرحمی بیان میکند: «حاکمیت تمام شد. دولت-ملتها تاریخ شدند.» من شاید با دوگین در همه چیز موافق نباشم اما در این یکی، حق با اوست. حاکمیت، برای کشورهایی که نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، یک توهم است. و ما، در نظم جدید، باید این توهم را بشکنیم..»
الکساندر بلند شد و کمی راه رفت و همینطور که بدنش را نرمش میداد گفت:. «من این را به مسکو منتقل میکنم. و مسکو، در نظم جدید، به دنبال یک راهحل است، نه یک جنگ. راهحل، همیشه با گفتوگو همراه است. و گفتوگو، بدون قدرت، امکانپذیر نیست. باید یک حلقه بسازیم. حلقهای که در آن، امنیت، اقتصاد، فناوری و مشروعیت، یکدیگر را تقویت کنند. و این، کار دشواری است. اما بدون آن، نظم جدید، پایدار نخواهد بود.»
پرده ششم: پاکستان، هند، قفقاز، زنگزور#
محسن به نقشه نگاه کرد. و خودکار آبی خود را از جیبش بیرون کشید و دور اسلام اباد خط کشید و گفت «باید در مورد پاکستان نکته ای بگویم.چین، از پاکستان میخواهد که در نظم جدید، نقش داشته باشد. اما من، به عنوان نماینده ایران، نمیتوانم اجازه بدهم که سیستم امنیتی منطقه، یکپارچه نباشد. پاکستان، بخشی از سیستم امنیتی چین است. نه بخشی از سیستم امنیتی من. میتوانیم نقش امارات را به پاکستان بدهیم. و پاکستان، میتواند لنگرگاه اقیانوسی باشد. و در مقابل با هند هم در چابهار زودتر کار را شروع کنیم. ما باید نقش های اساسی هر کشور را براساس واقعیت های جدید زودتر مشخص کنیم تا تعارضات به حداقل برسد. با همه مجموعهها باید کار کنیم. حتی با اروپاییها.»
الکساندر به او نگاه کرد. «شما از قفقاز حرف زنید. اما قفقاز، منطقهای است که روسیه، در آن، منافع تاریخی دارد. و ایران، در آن، منافع فرهنگی. و ترکیه، در آن، منافع اقتصادی. و اگر ما با هم نباشیم، قفقاز، میدان رقابت میشود. و رقابت، برای همه هزینه زاست. روسیه در قفقاز، با شما همکاری میکند. نه به خاطر دوستی. به خاطر منافع. و منافع، همیشه پایدارتر از دوستی است. و زنگزور، که باید برداشته شود. و به تاریخ بپیوندد. و روسیه، در این مسئله، با شما هم نظر است و نباید پای ناتو به ارمنستان و آذربایجان باز شود. و ما این مسئله را حل میکنیم.»

پرده هفتم: عراق، سوریه، لبنان، یمن#
محسن دوباره به نقشه نگاه کرد. « عراق، میدان استمرار نفوذ است. در عراق، ایران شبکههای سیاسی، اقتصادی، مذهبی و امنیتی بسیار عمیقی دارد. و تلاش دولت بغداد برای محدودکردن یا ادغام نیروهای مسلح نزدیک به ایران، همچنان با مقاومت روبهرو است. بنابراین حتی اگر شکل نفوذ ایران تغییر کند، حذف آن ناممکن است. سناریوی مهم آینده این نیست که ایران «عراق را دوباره به دست میآورد». مسئله این است که آیا نفوذ ایران میتواند از شکل شبکهای و مسلحانه، به شکلی سیاسی، اقتصادی و نهادیتر و از همه مهمتر امنیتی تبدیل شود. اگر چنین تبدیلی اتفاق بیفتد، عراق میتواند به جای میدان درگیری ایران و آمریکا، تبدیل به یکی از ستونهای اتصال ایران به شام، مدیترانه و جهان عرب شود. و این برای ترکیه نیز مسئله بزرگی خواهد بود. زیرا عراق فقط یک کشور نیست. حالا عراق، دروازه ایران به غرب و چالش ترکیه در جنوب است.»
الکساندر به او نگاه کرد. «لبنان میتواند بحران ساز باشد؟»
محسن لبش را هشتی کرد و گفت.« لبنان نیز چنین وضعیتی دارد. حزبالله تحت فشار بسیار بیشتری قرار گرفته و مسئله سلاح آن به یکی از محورهای اصلی سیاست لبنان تبدیل شده است. کارنگی در ۲۰۲۶ استدلال کرده که مسئله خلع سلاح حزبالله بدون واردشدن ایران به یک تفاهم منطقهای بسیار دشوار خواهد بود. بنابراین آینده لبنان نیز لزوماً «حذف ایران» یا «بازگشت کامل ایران» نیست. در صورت نبود واشنگتن و ضعف استراتژیک اسرائیل، ممکن است نفوذ ایران شکل سیاسیتر، اقتصادیتر و اجتماعیتری و البته امنیتی تر پیدا کند؛ ممکن است بخشی از ساختار نظامی حزبالله تغییر کند؛ یا ممکن است در صورت افزایش قدرت امنیتی، تهران بخشی از ساختار سیاسی و دولتی لبنان را متعادل کند. آنچه اهمیت دارد این است که لبنان همچنان یکی از مهمترین نقاط اتصال ایران به شرق مدیترانه باقی میماند. و برای یک قدرت امنیتی، اتصال به مدیترانه گامی برای افزایش قدرت هژمونیک خود است.»
نماینده چین به نقشه نگاه کرد. «و یمن؟»
محسن مکث کرد. «یمن، شاید مهمترین قطعه این پازل باشد. قوی ترین متحد راهبردی ایران امروز و وسیع ترین آن یمن است. حوثیها توانستهاند چنان قدرت نظامی و جغرافیایی و ژئوپلیتیکی در بابالمندب پیدا کنند که عربستان و امارات مجبور شوند آنها را در محاسبات امنیتی خود به عنوان عامل اصلی لحاظ کنند. گزارشهای سپتامبر ۲۰۲۶ نشان میدهد که حملات حوثیها و تهدید مسیرهای دریایی همچنان بر محاسبات امنیتی عربستان و تجارت منطقهای اثرگذار است. بنابراین یمن برای ایران فقط یک متحد نیست؛ بلکه برای بلوک امنیتی جدید، یک اهرم ژئوپلیتیکی است که میتواند معادله خلیج فارس را به بابالمندب و دریای سرخ متصل کند و چتر ایران و محور را تا شمال آفریقا گسترش دهد. اگر این اهرم در کنار عراق، سوریه، لبنان و هرمز قرار گیرد، ایران به شبکهای از نقاط ژئوپلیتیکی متصل میشود که از آسیای مرکزی تا مدیترانه و از خلیج فارس تا دریای سرخ امتداد دارد. این شبکه در حال تبدیل شدن به یک بلوک پرقدرت است، ولی آمادهترین زیرساخت معماری منطقهای موجود است. لنگر با ثبات ضمانت امنیت در اقیانوس پرتلاطم منطقه.
نماینده چین با لبخندی کمرنگ سریع میپرسد: و در ازای ان چه بدست میآورد؟
محسن هم بدون معطلی پاسخ می دهد: شراکت در همه چیز.
جلسه به پایان میرسد و جینگ کاغذ آخر را در پوشه میگذارد و صندلیاش را کمی عقب میکشد. محسن هم دستش را روی لبه میز میگذارد و آماده بلند شدن میشود. الکساندر اما تکان نمیخورد. به نقشه روی دیوار نگاه میکند، بعد به آن دو.
«یک چیز را قبل از رفتن بگویم.»
جینگ و محسن میایستند، ولی گوش میدهند.
الکساندر آرام، بدون اینکه بلند شود: «هشتاد و چند سال پیش، در همین روزهای سرد، سه مرد از کاخ لیوادیا بیرون آمدند و وارد همین کلبه شدند. چرچیل، روزولت و استالین. کسی نمیداند دقیقاً چه گفتند. فقط میدانیم که بیرون آمدند و جهان دیگر همان جهان قبلی نبود. آنها جهان را تقسیم کردند.»
نگاهی به صندلیها میاندازد: «شما روی همان صندلیها نشستید. و امروز ما هم در همین کلبه درباره چیزهایی حرف زدیم که کسی فردا نمیداند چه گفتیم.»
محسن لبخند کوتاهی میزند. جینگ سر تکان میدهد.
الکساندر بلند میشود، دستش را روی پشتی صندلی میگذارد: «اما فرق ما با آنها این است: آنها خط کشیدند. ما اینجا نیستیم که خط بکشیم. ما دنبال ثبات هستیم برای یک دوره طولانی آرامش و رشد.»
جینگ: «تقسیم کردن شاید آسان بود اما نگهداشتن سختتر است.»
محسن: «باید دید تاریخ در مورد ما چه میگوید»
الکساندر در را باز میکند. نور غروب وارد میشود. هر سه بیرون میروند. کلبه خالی میماند؛ فقط نقشه روی دیوار، بیآنکه تکان بخورد.
پرده هشتم: اعلامیه نظم جدید#
روز بعد، سالن اصلی اجلاس امنیتی مسکو. رهبران و مقامات کشورها روی صندلیهای چرمی نشستهاند. سالن، نیمهتاریک است. نور از پنجرههای بلند میآید و روی صورتها مینشیند. آقای جینگ نماینده چین پشت تریبون میایستد. میکروفون را تنظیم میکند. سالن ساکت است.
«من امروز اینجا ایستادهام، به نمایندگی از چین. و به نمایندگی از واقعیتی که دیگر نمیشود انکارش کرد. تصویری که سالها روی دیوار امنیتی خاورمیانه آویزان بود، فرو ریخته است. آن تصویر، تصویر نظم امنیتی قبلی بود. نظمی که در آن، یک قدرت، امنیت را میفروخت و بقیه، امنیت را میخریدند. نظمی که در آن، پایگاههای نظامی، نماد امنیت بودند. و حالا، همان پایگاهها، از بین رفتهاند. و چیزی که قرار بود امنیت درست کند، خودش به هدف تبدیل شد. و ناامنی را برای کشورهای خریدار امنیت آورد. این، درس اول است: امنیت اجارهای، امنیت نیست. امنیت اجارهای، توهم است. و توهم، همیشه دیر یا زود، فرو میریزد.»
سالن ساکتتر میشود. کسی حرکت نمیکند.
«و درس دوم، درباره اقتصاد است. من سالهاست که یک جمله را در جلسات مختلف تکرار میکنم: نمیشود اقتصاد را روی آب بنا کرد. اقتصاد، روی امنیت پایدار بنا میشود. تصور کنید درختی را در زمینی میکارید که هر روز ممکن است آب آن قطع شود، باد آن را ریشهکن کند یا همسایهای آن را از جا درآورد. هیچ باغبانی عاقلی در چنین زمینی سرمایهگذاری نمیکند. اقتصاد هم همینطور است. پشت هر بندر بزرگ، کارخانه عظیم، کریدور تجاری و سرمایهگذاری بلندمدت، یک مسئله بنیادیتر وجود دارد: امنیت. سرمایهگذار باید بداند کارخانهای که امروز میسازد، فردا در معرض جنگ، تحریم ناگهانی یا انسداد مسیرهای تجاری قرار نمیگیرد. شرکت باید بداند زنجیره تأمینش قابل اتکاست. دولت باید بتواند برای دههها درباره زیرساخت، انرژی، حملونقل و فناوری برنامهریزی کند. بانک جهانی در بررسی رفتار سرمایهگذاران بینالمللی، ثبات سیاسی و امنیت را در کنار محیط حقوقی و مقرراتی، از مهمترین عوامل تصمیم برای سرمایهگذاری در کشورهای درحالتوسعه میداند. این یک گزاره تحلیلی است، نه یک استعاره. و این یعنی، نظم جدید، بدون امنیت پایدار، روی آب بنا میشود. و ما به دنبال یک سنگ بنای قوی برای ساختمان بزرگ تجارت در منطقه هستیم..»
سالن، کمی نفس میکشد. اما کسی حرف نمیزند.
«ما وارد دوران چندپادشاهی شدهایم. نه دو پادشاه، بلکه چند پادشاه. پادشاهی غرب، که دیگر تنها پادشاه نیست. پادشاهی اوراسیا، که روسیه و متحدانش آن را رهبری میکند. پادشاهی میانه، که ایران و ترکیه و شبه جزیره و حتی مصر در آن سهم دارند. پادشاهی شرق، که چین و هند و ژاپن آن را میسازند. و پادشاهیهای دیگر، که هنوز خودشان را پیدا نکردهاند. این، پایان دنیای تکقطبی است. نه به خاطر شکست نظامی یک قدرت. به خاطر شکست یک ایده. ایدهای که میگفت یک قدرت میتواند امنیت کل جهان را تأمین کند. این ایده، شکست خورد. نه در میدان جنگ. در میدان واقعیتو اخرین ان در پیش چشمان شما در تنگه هرمز»
نگاهش را به سالن میدواند. صورتها، جدیاند. بعضیها سرشان را پایین انداختهاند. بعضیها به او خیره شدهاند و بعضی ها وحشت زده شده اند.
«نظم جدید، بر شش ستون ایستاده است. ستون اول: امنیت بدون یک پلیس خارجی. کشورهای منطقه به جای اینکه همه امنیت خود را به یک قدرت خارجی بسپارند، چندین رابطه امنیتی ایجاد خواهند کرد. ستون دوم: هرمز و دریای سرخ. جنگ ۲۰۲۶ نشان داد که مسیرهای دریایی دیگر فقط مسئله تجارت نیستند؛ خودشان بخشی از قدرت سیاسی و امنیتی شدهاند. ستون سوم: کریدورها. قفقاز، عراق، ایران، ترکیه، پاکستان و عربستان همگی در رقابت برای تبدیلشدن به مسیرهای اصلی اتصال شرق و غرب هستند. ستون چهارم: سرمایه چین و فناوری غرب. کشورهای منطقه تلاش خواهند کرد بدون انتخاب کامل یکی از دو طرف، از هر دو استفاده کنند. ستون پنجم: قدرتهای منطقهای؛ ایران، ترکیه، عربستان و حتی مصر که هرکدام تلاش میکنند سهم بیشتری از معماری جدید داشته باشند.هرکدام قدرت واقعی بیشتری داشته باشند توان تحمیل بیشتری نیز خواهد داشت و ستون ششم، شاید مهمتر از همه: توانایی تولید امنیت قابل قبول برای دیگران. این ستون اصلی است. چون امنیت، بدون مشروعیت، امکانپذیر نیست. و مشروعیت، بدون مردم، شوخی ست. امنیت، بدون اقتصاد هم، در بلندمدت فرسوده میشود. و اقتصاد، بدون امنیت، روی آب بنا میشود. و این، یک حلقه است. نه یک رابطه یکطرفه. و ما، در نظم جدید، باید این حلقه را بسازیم. حلقهای که در آن، امنیت، اقتصاد، فناوری و مشروعیت، یکدیگر را تقویت کنند و هرواحد سیاسی باید نقش اساسی خود را بازی کند تا بماند.»
اعلامیه جدید دنیا در حال قرائت بود و همه نمایندگان به اینده خود فکر میکردند.
«دوره سواری مجانی تمام شده است. دوره امنیت اجارهای تمام شده است. دورهای که برخی کشورها، امنیت خود را به قیمت ناامنی دیگران میخریدند، تمام شده است. و ما، در نظم جدید، وارد پیمانهای جمعی میشویم. پیمانهایی که در آن، هر کشور، سهم خودش را دارد. مسئولییت این کار با دولت هاست. و حاکمیت، برای کشورهایی که نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، یک توهم است. و ما، این توهم را میشکنیم. و به جای آن، یک واقعیت میسازیم: واقعیت قدرت. فقط تعداد محدودی در این دنیا قدرت درونزا دارند بدون تکیه به یک قدرت بیرونی. کشورهایی مثل ایران و روسیه و چین .
بقیه، یا باید قدرت بسازند یا در حوزه نفوذ یک قدرت بزرگ قرار بگیرند. و این، یک اجبار سیاسی و ژئوپلتیک است. نه یک انتخاب. این شرایط همیشه با درد همراه است. اما درد، همیشه بهتر از توهم است.»
از تریبون پایین میآید. سالن، برای چند لحظه، ساکت میماند. بعد، آرام، کسی دست میزند. بعد یکی دیگر. بعد همه. تشویق، بلند نیست. اما واقعی است. خیلی از تشویق کنندگان امید خود را برای حضور در آینده از دست داده اند. و خیلی ها به معدله یا معاملات جدید فکر میکنند.

پرده نهم: سونامی فروپاشی#
در حاشیه اجلاس، در راهروی طبقه دوم، نماینده ایران با نماینده ترکیه دیدار میکند. نماینده ترکیه مردی با قد و هیکل متوسط، ریش تراشیده و موهای مکپشت، کراوات سرمهای به محسن نزدیک میشود. «شما از پادشاهی میانه حرف زدید. اما ترکیه، بین شرق و غرب تعادل ایجاد کرده کرده. و تعادل، در نظم جدید، سختتر شده..»
محسن به او نگاه میکند. «میدانم. امام امروز تعادل قبل از بین رفته است . غرب در حال خروج از سرزمین های میانه است و تعادل بی معناست. در چنین شرایطی یک چیز را باید بدانید. در موقعیتی که ایجاد کردید جنگ بعدی، بین شما و اسرائیل خواهد بود. و باید ببینید که میتوانید با سلاح آمریکایی، در مقابل نماینده انجصاری آمریکا در منطقه بجنگید یا نه.
این، یک پیام است. نه یک تهدید. و ترکیه، در نظم جدید، یا بخشی از پادشاهی میانه میشود یا تماشاگر. اگر ترکیه این را بفهمد، میتواند پادشاه شود. و اگر نفهمد، تماشاگر باقی خواهد ماند. و تماشاگر، همیشه بازنده است. دنبال مزیت ترکیه در جهان جدید باشید. کریدورهای زمینی. تجارت دریایی و...»
نماینده ترکیه سکوت میکند. بعد آرام میگوید: «شما خیلی مطمئن هستید.»
محسن لبخند کوتاهی میزند. «من از میدان جنگ با آمریکا میآیم و چند بار تا مرز کشته شدن پیش رفتم و باز هم من و دوستانم ادامه خواهیم داد تا پادشاه قبلی را کامل بیرون کنیم. ما اولین رامکنندگان اسب در دنیا هستیم. رام کردن، هنر ایرانیهاست. حتی رام کردن حیوان وحشی مثل امریکا.»
چند نماینده کشورهای عربی هم با محسن صحبت کردند و فضای سنگینی شکل گرفت. بعد از چند دقیق محسن در گوش نماینده کویت گفت: مواظب سونامی بزرگ باشید. نماینده کویت گفت: کدام سونامی؟ محسن آرام تر و شمرده شمرده گفت: یک بهار عربی جدید یا به قول ما بیداری اسلامی بزرگ چیزی شبیه جنبش جلیقه زردها در اروپا.
نماینده کویت کمی عقب رفت و در چشمان محست خیره شد. هم عصبانی بود و هو ترسیده. مردم مولفه قدرت نظم جدید منطقه ای هستند.
پرده دهم: پادشاهی مردم#
محسن به پنجره نگاه میکند چند کودک زیر برف با آرامش در حال حرکت هستند چون پدرشان با چتری بزرگ ان ها از بارش تگرگ های حفظ کرده است. برف و تگرگ، هنوز میبارد و او به سمت کیف چرمی اش میرود و بعد از بیرون اوردن دفترچه یادداشتش ، مینویسد «من به تهران برمیگردم و به همه دنیا خواهم گفت که نظم جدید، نظم پادشاهان اصیل است. و ایران، پادشاه پادشاهان میانه است. نه به خاطر نفت. به خاطر تاریخ. به خاطر قدرت. به خاطر مردمی که هزاران سال است در این سرزمین زندگی میکنند. اگر درست بازی کنیم، در نظم جدید، نه مشتری امنیت خواهیم بود، نه کشور کاغذی. پادشاه خواهیم بود. پادشاه میانه جهان، ضامن و معمار امنیت منطقه است و شریک هر موفقیت منطقه.
در دنیای جدید، مرزها با مداد کشیده نمیشوند؛ با قدرت کشف میشوند. و قدرت از درون میآید نه از یک کلبه در مسکو، نه از یک خطکش، نه از یک پیمان. از تاریخ، از تمدن، از توان ساختن. و کسانی که این را دیر بفهمند، دیر یا زود، کشورهایشان را روی نقشهای دیگران پیدا میکنند»
اتاق شواهد داستان پادشاه میانه#
21 سند، مستند و تحلیل برای شناخت جهان رمان
بخش اول: فیلمها و مستندها#
۱. سایکس-پیکو: خطوطی در شن
مستند ۴۷ دقیقهای که هسته تاریخی رمان را باز میکند: توافق مخفیانه بریتانیا و فرانسه در می ۱۹۱۶ برای تقسیم خاورمیانه. این مستند نشان میدهد که سایکس و پیکو چگونه بدون شناخت از زبان و فرهنگ منطقه، مرزهایی کشیدند که هنوز پس از یک قرن منشأ بحران است.
لینک: https://www.aljazeera.com/video/al-jazeera-world/2016/5/27/sykes-picot-lines-in-the-sand
2. امنیت اجارهای» — مستند فارسی۲۰۲۶
مستند ۹۰ دقیقهای به کارگردانی محسن کریمیان که به تاریخچه هزینههای چند صد میلیارد دلاری حکام عرب برای خرید تجهیزات و تسلیحات نظامی از آمریکا میپردازد و نشان میدهد که این تسلیحات در جنگ اخیر نتوانست از کشورهای عربی دفاع کند. این مستند، لینک: https://vod.rubika.ir/media/270035
3. نبرد سوم» — مستند فارسی
مستند پنجقسمتی که روایت روزشمار جنگ ۲۰۲۶ است و نشان میدهد با بسته شدن تنگه هرمز، بحران انرژی بیسابقهای برای اروپا و آمریکا آغاز شد و سرمایههای نظامی آمریکا در منطقه هدف قرار گرفتند.
لینک: https://www.irib-news.ir/fa/news/5776060/
4. هرمز؛ داستان یک تنگه» — پرس تیوی
مستند تحلیلی که تاریخ تنگه هرمز را از قرن هفدهم تا امروز بررسی میکند و نشان میدهد چرا این تنگه همواره در مرکز رقابتهای ژئوپلیتیک بوده است.
لینک: https://iribonline.ir/portal/newsview/124097
5. بالهای شیطان» — شبکه العالم ۲۰۲۵
مستند سهقسمتی که به بررسی سقوط تدریجی هژمونی آمریکا و استراتژیهای این کشور برای حفظ سلطه از طریق ناتو و حمایت از اسرائیل میپردازد. کارشناسان حاضر در مستند تأکید میکنند که ناتو دیگر یک «اتحاد نظامی» نیست، بلکه به ابزاری برای تأمین منافع آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است.
لینک: https://fa.alalam.ir/news/7216288/
6. اژدها و قمارباز» — مجموعه معرکه ۲۰۲۶
مستند تحلیلی که سفر ترامپ به چین را نه صرفاً یک دیدار سیاسی، بلکه نشانهای از ورود جهان به مرحله جدیدی از رقابت قدرتها و فرسایش هژمونی آمریکا روایت میکند. مستند صراحتاً اشاره میکند که چین حاضر نشد در موضوع ایران عقبنشینی کند و این، نشانهای از تغییر توازن قدرت در جهان است.
لینک: https://news.hozehonari.ir/news/52776/
7 .روزی روزگاری در خاورمیانه» — فیلم سینمایی چین ۲۰۲۶
فیلم سینمایی به کارگردانی ون مویه که نماینده چین در اسکار ۲۰۲۷ شد و بیش از ۳۴۰ میلیون دلار فروش کرد. داستان آشپزی چینی در شهری خیالی در خاورمیانه را روایت میکند که در میان جنگ، رستورانش را به پناهگاهی برای یتیمان تبدیل میکند.
لینک: https://www.cinemapress.ir/news/169135/
8. شرق. تسلیمناپذیر
مستند ۴۰ دقیقهای که به جنگ فوریه–مارس ۲۰۲۶ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و لبنان میپردازد و استدلال میکند هدف واقعی آمریکا نه جلوگیری از سلاح هستهای، بلکه تصرف منابع انرژی ایران بوده است.
لینک: https://catalog.rt.com/ru/films/vostok-nepokoryonnij/
بخش دوم: اسناد، کتابها و تحلیلهای راهبردی#
9. جهنم نیتهای خوب» — استیون والت
والت در این کتاب استدلال میکند که استراتژی «هژمونی لیبرال» آمریکا شکست خورده است. او مینویسد: «این سیاست به متحدان اجازه داد سواری مجانی کنند و در برخی موارد تحت حمایت آمریکا رفتار بیپروا داشته باشند».
لینک: https://books.google.com.sg/books/about/The_Hell_of_Good_Intentions.html?id=fWurtAEACAAJ
10. خویشتنداری: بنیادی نو برای استراتژی بزرگ آمریکا» — بری پوزن
پوزن مفاهیم «سواران ارزان (Cheap Riders) و «رانندگان بیپروا (Reckless Drivers) را ابداع میکند. «سواران ارزان» کشورهایی مانند ژاپن و آلمان هستند که هزینه دفاع را به گردن آمریکا انداختند. «رانندگان بیپروا» کشورهایی مانند اسرائیل هستند که به دلیل اتکا به حمایت آمریکا، رفتارهای پرخطر در پیش میگیرند.
لینک: https://www.wilsoncenter.org/event/restraint-new-foundation-for-us-grand-strategy
11. راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵» — کاخ سفید
سند رسمی دولت ترامپ که اعلام میکند دوره «سلطه جهانی دائمی آمریکا» به پایان رسیده است.
لینک: https://www.whitehouse.gov/wp-content/uploads/2025/12/2025-National-Security-Strategy.pdf
12. آمریکا، هژمون درنده» — استیون والت
والت در این مقاله استدلال میکند که آمریکا از «هژمون خیرخواه» به «هژمون درنده» تبدیل شده است: استفاده از تعرفههای جهانی و رفتار با متحدان به عنوان «وابستگان دفاعی» که باید برای محافظت پول بپردازند.
لینک: https://lukeford.net/blog/?p=173686
13. گزارش پترودلار در حال ترک خوردن
گزارشی که نشان میدهد عربستان ارزهای غیردلاری برای نفت میپذیرد، چین قراردادهای نفتی به یوان امضا میکند و بریکس واحد تسویه «Unit» را با پشتوانه ۴۰٪ طلا راهاندازی کرده است.
لینک: https://ainsliebullion.com.au/News-Resources/Article/The-Petrodollar-is-Cracking-and-Gold-is-the-Beneficiary/ID/9013
۱4. تحلیل تنگه هرمز — مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک
تحلیل ساشا بروخمان که استدلال میکند خواستههای ایران در هرمز «بیشتر درباره کنترل نظامی و امنیتی است تا انگیزههای اقتصادی» و هدف نهایی ایران «تسلط بر این گلوگاه» است. لینک: https://en.bd-pratidin.com/international/2026/07/29/67148
15. توهم بزرگ» — جان مرشایمر
مرشایمر استدلال میکند که «هژمونی لیبرال» آمریکا شکست خورده است و آمریکا در خاورمیانه و اوکراین منابعی را مصرف کرده که در شرق آسیا لازم داشت.
لینک: https://www.penguinrandomhouse.com/books/717172/underground-empire-by-henry-farrell-and-abraham-newman/
16. گزارش «چالش خلیج فارس: تسلیح مجدد پس از جنگ
گزارشی که نشان میدهد کشورهای عربی خلیج فارس پس از حملات ایران، با کمبود موشکهای رهگیر و سیستمهای دفاع هوایی مواجه شدهاند و به دنبال خرید فوری تسلیحات از کره جنوبی، اوکراین، بریتانیا و آمریکا هستند. برای بحث «امنیت اجارهای» و «شکنندگی امنیت خریداریشده» در پرده چهارم و پنجم، شواهد کمی ارائه میدهد
لینک: https://www.iiss.org/online-analysis/online-analysis/2026/05/challenge-for-the-gulf-states-rearming-after-the-war/
17. گزارش «نقشه خسارت: حملات ایران به شورای همکاری خلیج فارس
گزارشی که نشان میدهد ایران در جنگ ۲۰۲۶ بیش از ۴۰۰۰ پروژکتایل به سمت کشورهای خلیج فارس شلیک کرده و زیرساختهای انرژی و اقتصادی (راس لفان قطر، پالایشگاههای عربستان، بندر جبل علی امارات) را هدف قرار داده است.
لینک: https://www.iiss.org/ja-JP/online-analysis/online-analysis/2026/03/mapping-the-damage-iranian-strikes-on-the-gcc/
18. گزارش «چگونه جنگ ایران خلیج فارس را بازآرایی میکند» — چتمهاوس (سپتامبر ۲۰۲۶)
گزارشی از محسن میلانی که استدلال میکند نظم امنیتی پیش از جنگ خلیج فارس بازنخواهد گشت و آمریکا مجبور است نقش خود را بازتعریف کند.
لینک: https://www.chathamhouse.org/publications/the-world-today/2026-09/how-will-iran-war-reshape-persian-gulf
بخش سوم: مصاحبهها و منابع تکمیلی (شامل منابع فارسی)#
19. روایت ولی نصر از تغییر معادلات امنیتی منطقه»
گزارش فارسی از تحلیل ولی نصر (CSIS) که نشان میدهد ایران در جنگ ۲۰۲۶ پایگاههای آمریکا در خلیج فارس را «پایگاهزدایی» کرد و کشورهای عربی خلیج فارس پایگاههای آمریکا را نه «چتر حمایتی»، بلکه «نقطه ضعف» دیدند.
لینک: https://www.qudsonline.ir/news/680466/
20. ترامپ علت افول غرب نیست، پیامد آن است» — آمیتاو آچاریا (مصاحبه، ۲۰۲۶)
آچاریا استدلال میکند که نظم لیبرال در حال فروپاشی است و ترامپ «نتیجه» این افول است، نه علت آن. او مفهوم «جهان چندگانه» (Multiplex World) را مطرح میکند: جهانی که در آن قدرتهای میانی نیز سهم بیشتری از رهبری میخواهند.
لینک: https://en.interaffairs.ru/article/view-from-india-trump-is-not-the-cause-of-the-wests-decline-he-is-its-consequence/
21. گزارش «نئوم: رویای صحرا به واقعیت برخورد میکند» — والاستریت ژورنال
گزارشی که نشان میدهد عربستان بیش از ۵۰ میلیارد دلار در پروژه نئوم خرج کرده و حالا میلیاردها دلار دیگر برای فسخ قراردادها هزینه میکند، در حالی که ساختارهای نیمهکاره در صحرا رها شدهاند.
لینک: https://www.kurdistan24.net/en/story/934968
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست. شما شروع کنید.
