داستان بزرگ ترین مسابقه دنیا
یک آسمان؛ دو پادشاه
در اقامتگاه دولتی پکن، رهبر چین فیلمی از پرواز عقاب و اژدها به رئیسجمهور آمریکا نشان میدهد؛ روایتی از بزرگترین رقابت قدرت جهان و پرسشی که تاریخ بارها پرسیده است: مسابقه یا جنگ؟

فهرست مطالب
پرده اول: اژدها بیدار میشود#
باران آرامی روی پنجرههای اقامتگاه دولتی پکن مینشست. رئیسجمهور آمریکا کنار پنجره ایستاده بود و به خیابانهایی نگاه میکرد که نظمشان حتی در باران هم به هم نمیخورد. او در سفرهایش به کشورهای مختلف، بارها با رهبرانی روبهرو شده بود که میخواستند چیزی به او بفروشند؛ یک قرارداد، یک اتحاد یا تصویری از آینده که در آن کشورشان بزرگتر از اندازه واقعی خود به نظر میرسید. اما رئیسجمهور چین، برخلاف انتظار او، هنوز هیچ پیشنهادی نداده بود.
وقتی وارد اتاق شد، تنها یک تبلت همراه داشت. آن را روی میز گذاشت و گفت: میخواهم چیزی را به شما نشان بدهم. بعد میتوانیم درباره هر موضوعی که خواستید صحبت کنیم.
ترامپ عجول، نگاهی به صفحه انداخت. یک فیلم تبلیغاتی دیگر؟
رهبر چین لبخند کوتاهی زد. اگر تبلیغاتی باشد، احتمالاً شما زودتر از من متوجه خواهید شد.
فیلم با تصویر زمین از فضا آغاز شد. شبکههایی از نور، قارهها را به هم متصل میکردند؛ کشتیها در اقیانوسها حرکت میکردند، خطوط انرژی از میان کوهها و بیابانها میگذشتند و مراکز داده مانند شهرهایی پنهان در تاریکی میدرخشیدند. سپس دوربین به قلهای بلند رسید که عقابی طلایی بر فراز آن ایستاده بود. بالهایش هنوز عظیم بود و سایهاش بخش بزرگی از جهان را میپوشاند، اما در دوردست، آتشفشان بزرگی فوران کرد و اژدهایی سرخ از میان ابرها بالا میآمد؛ آرام، سنگین و مطمئن.
عقاب پرواز کرد. اژدها نیز برخاست. هیچکدام حمله نمیکردند، اما هر بار که یکی ارتفاع میگرفت، دیگری مسیرش را تغییر میداد. آسمان به میدان مسابقهای تبدیل شده بود که خط پایان نداشت.
ترامپ گفت: در این فیلم، عقاب پیر شده است.
چین پاسخ داد: نه. فقط دیگر تنها پرنده آسمان نیست.
در صحنه بعد، عقاب کوشید راه اژدها را سد کند. اژدها مسیرش را عوض کرد، از میان درهای گذشت و دوباره بالا آمد. عقاب این بار پایینتر پرواز کرد تا فاصله را حفظ کند. هیچیک نمیخواستند سقوط کنند، اما هر دو از این میترسیدند که اگر سرعتشان را کم کنند، دیگری از آنها پیشی بگیرد.
رئیسجمهور آمریکا دستهایش را در هم قفل کرد. این همان چیزی بود که سالها در گزارشهای امنیتی خوانده بود، اما دیدنش در قالب یک داستان تصویری آزاردهندهتر بود. در گزارشها، هر اقدام عنوانی داشت: بازدارندگی، دفاع، حفاظت از منافع ملی و از همه مهم تر معماری امنیتی جدید. در فیلم، فقط دو موجود دیده میشدند که هر حرکت یکی، دیگری را به حرکت بعدی وامیداشت.
پرسید: این را چه کسی ساخته؟
رهبر چین گفت: یک مدل هوش مصنوعی چینی. گروهی از مهندسان، دادهها و چارچوب زیرساخت را آماده کردند.
مرد امریکایی دوباره به صفحه نگاه کرد. چقدر طول کشیده دقیقا؟
60 ثانیه برای نسخه اول.
برای لحظهای سکوت کرد. او انتظار داشت چین قدرتش را با ناو هواپیمابر، موشک یا کارخانههای عظیم به رخ بکشد. اما آنچه بیش از همه ذهنش را مشغول کرد، سرعتی بود که با آن میشد تصویری پیچیده از جهان ساخت، آن را آزمود و تغییر داد. پشت آن انیمیشن، فقط یک اژدهای خیالی نبود؛ محاسبات، دادهها و نسلی از فناوری قرار داشت که آمریکا نمیتوانست با یک فرمان متوقفش کند.
فیلم ادامه یافت و عقاب برای حفظ برتریاش، بالهایش را گستردهتر کرد. اژدها آن را تهدیدی دانست و به ارتفاع بیشتری رفت. عقاب حرکتش را دید و آن را نشانهای از قصد حمله تعبیر کرد. هر دو آمادهتر میشدند، و هر دو احساس امنیت کمتری داشتند.چشمان هر کدام فقط دیگری را میپایید.
دونالد پیر گفت: شما میخواهید بگویید ما از قدرت گرفتن شما میترسیم.
رهبر چین نگاهش را از صفحه برنداشت. میخواهم بگویم شما میترسید روزی نتوانید ما را متوقف کنید. ما هم میترسیم روزی تصمیم بگیرید که پیش از آنکه دیر شود، ما را متوقف کنید. روز عجیبی خواهد بود و یک لبخند.
این بار رئیسجمهور آمریکا پاسخی نداد.

پرده دوم: جزوهای روی میز#
فیلم برای لحظهای متوقف شد. رئیسجمهور آمریکا نگاهش را از صفحه برداشت و تازه متوجه جزوهای شد که کنار تبلت قرار داشت. جلد آن ساده بود و عنوانی کوتاه رویش دیده میشد: انتقال قدرتهای بزرگ؛ تله بزرگ.
جزوه را برداشت و ورق زد. انتظار نداشت در دیداری که قرار بود درباره آینده باشد، با پروندهای از گذشته روبهرو شود؛ اما صفحه نخست با پرسشی آغاز میشد؛ وقتی قدرت نوظهوری به قدرت مسلط نزدیک میشود، آیا جنگ اجتنابناپذیر است؟
زیر پرسش، نام توسیدید آمده بود؛ تاریخنگار یونانی که جنگ پلوپونزی میان آتن و اسپارت را بررسی کرده بود. توضیح کوتاه جزوه میگفت که توسیدید افزایش قدرت آتن و ترس اسپارت از پیامدهای آن را از عوامل مهم جنگ میدانست. قرنها بعد، گراهام آلیسون این الگو را با عنوان تله توسیدید برای بررسی رقابت میان قدرت نوظهور و قدرت مسلط به کار برد.
رییس جمهور آمریکا با انگشت روی عبارت خط کشید و گفت: پس این همان نظریهای است که میگوید وقتی یکی بالا میآید، دیگری مجبور است با او بجنگد؟
رهبر چین پاسخ داد: نه دقیقاً. میگوید چنین وضعیتی خطر جنگ را بالا میبرد، نه اینکه جنگ حتماً رخ خواهد داد.
رئیسجمهور آمریکا صفحه بعد را ورق زد. بر اساس پروژه «تله توسیدید» برخی اندیشکده ها و مراکز علمی در ۵۰۰ سال گذشته ۱۶ مورد رقابت میان قدرت نوظهور و قدرت مسلط بررسی شده است؛ ۱۲ مورد به جنگ انجامید و ۴ مورد بدون جنگ خاتمه یافته است .
بخش اول: ۱۲ موردی که به جنگ انجامید
1. فرانسه در برابر هابسبورگ (نیمه اول قرن ۱۶): فرانسه قدرت غالب اروپای غربی بود و انتخاب شارل پنجم به عنوان امپراتور مقدس روم، هابسبورگ را به قدرتی نوظهور و محاصرهکننده تبدیل کرد. فرانسوای اول با ائتلافسازی به جنگهای هابسبورگ-والوا (۱۵۱۹–۱۵۵۹) روی آورد که دههها درگیری متناوب به همراه داشت.
2. هابسبورگ در برابر امپراتوری عثمانی (قرن ۱۶ و ۱۷): عثمانی به سرعت در شرق مدیترانه و بالکان گسترش یافت و هابسبورگ را در قلب اروپا تهدید کرد. رقابت به جنگهای طولانی دریایی و زمینی انجامید، از جمله محاصره وین (۱۵۲۹) و نبرد لپانتو
3. هابسبورگ در برابر سوئد (نیمه اول قرن ۱۷): سوئد پس از ورود به جنگ سیساله به قدرتی نوظهور در شمال اروپا تبدیل شد و هابسبورگ را به چالش کشید. این رقابت بخشی از درگیریهای گستردهتر جنگ سیساله بود که به تضعیف موقعیت هابسبورگ انجامید.
4. هلند در برابر بریتانیا (قرن ۱۷): هلند قدرت تجاری و دریایی مسلط بود و انگلستان نوظهور با قوانین ناوبری و رقابت تجاری به آن تاخت. سه جنگ بر سر تسلط بر مسیرهای تجاری جهانی رخ داد.
5. فرانسه در برابر بریتانیا (اواخر قرن ۱۷ تا میانه قرن ۱۸): دو قدرت در هند، آمریکای شمالی و اروپا رقابت کردند. جنگ هفتساله (۱۷۵۶–۱۷۶۳) نقطه اوج این تقابل بود که به برتری بریتانیا انجامید.
6. بریتانیا در برابر فرانسه (اواخر قرن ۱۸ تا اوایل قرن ۱۹): فرانسه انقلابی و سپس ناپلئونی قدرت چالشگر بود و بریتانیا قدرت مسلط. جنگهای انقلابی و ناپلئونی (۱۷۹۲–۱۸۱۵) سراسر اروپا را درگیر کرد.
7. فرانسه و بریتانیا در برابر روسیه (میانه قرن ۱۹): روسیه به عنوان قدرت نوظهور در حال گسترش در جهت جنوب بود و بریتانیا و فرانسه برای حفظ موازنه قدرت با آن مقابله کردند. جنگ کریمه (۱۸۵۳–۱۸۵۶) نتیجه این تقابل بود.
8. فرانسه در برابر آلمان (میانه قرن ۱۹): آلمان در حال اتحاد به رهبری پروس قدرت نوظهور بود و فرانسه قدرت مسلط قارهای. جنگ فرانسه-پروس (۱۸۷۰–۱۸۷۱) به شکست فرانسه و اتحاد آلمان انجامید.
9. چین و روسیه در برابر ژاپن (اواخر قرن ۱۹ تا اوایل قرن ۲۰): ژاپن پس از اصلاحات میجی به سرعت مدرن شد و به قدرتی نوظهور در شرق آسیا تبدیل شد. پیروزی ژاپن در جنگ اول چین-ژاپن (۱۸۹۴–۱۸۹۵) و جنگ روسیه-ژاپن (۱۹۰۴–۱۹۰۵) این تغییر موازنه را تثبیت کرد.
10. بریتانیا در برابر آلمان (اوایل قرن ۲۰): بریتانیا قدرت دریایی مسلط بود و آلمان پس از ۱۸۷۱ نوظهور شد. رقابت دریایی، نظام اتحادها و بحران بالکان به جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) انجامید.
11. شوروی، فرانسه و بریتانیا در برابر آلمان (میانه قرن ۲۰): آلمان نازی قدرت نوظهور و تجدیدنظرطلب بود و قدرتهای مسلط موجود با آن مقابله کردند. این تقابل به جنگ جهانی دوم انجامید.
12. آمریکا در برابر ژاپن (میانه قرن ۲۰): ژاپن در شرق آسیا گسترش یافت و آمریکا فشار اقتصادی اعمال کرد. حمله ژاپن به پرل هاربر (۱۹۴۱) آمریکا را وارد جنگ جهانی دوم کرد.
همه رقابت های بالا به درگیری و جنگ ختم شد ولی مهم تر از اون مواردی بود که جلوی یک جنگ بزرگ گرفته شد.4 مورد زیر از همین نمونه هاست
13. پرتغال در برابر اسپانیا (اواخر قرن ۱۵): دو قدرت بر سر مناطق نفوذ در جهان جدید رقابت کردند، اما با میانجیگری واتیکان و پیمان توردسیاس (۱۴۹۴) مرزهای نفوذ را تقسیم کردند و از جنگ مستقیم اجتناب کردند.
14. بریتانیا در برابر آمریکا (اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰): آمریکا از نظر اقتصادی از بریتانیا پیشی گرفت، اما بریتانیا به جای رویارویی، عقب نشست و قدرت نوظهور را پذیرفت. همگرایی فرهنگی و تهدید مشترک آلمان به انتقال صلحآمیز کمک کرد.
15. آمریکا در برابر شوروی (جنگ سرد، ۱۹۴۰ تا ۱۹۸۰): رقابت نیم قرنی بدون جنگ مستقیم. بازدارندگی هستهای، هزینه بالای جنگ و سازوکارهای ارتباطی مانع تبدیل رقابت به جنگ شد. شوروی در نهایت از درون فروپاشید.
16. بریتانیا و فرانسه در برابر آلمان (دهه ۱۹۹۰ تا کنون): آلمان متحد شده قدرت نوظهور در اروپا بود، اما ادغام در نهادهای اروپایی (اتحادیه اروپا و ناتو) و همگرایی اقتصادی، رقابت را مدیریت کرد و از جنگ جلوگیری شد
و یک جمله تاثیر گذار در پایان متن: تله توسیدید یک قانون قطعی نیست، بلکه یک الگوی هشداردهنده است
ترامپ دوباره جزوه را باز کرد. در حاشیه صفحه آخر، توضیحی درباره محدودیت این نظریه نوشته شده بود؛ نمونههای تاریخی یکسان نیستند، انتخاب تصمیم گیران و تعریف جنگ میتواند نتیجه را تغییر دهد و الگو های گذشته، احتمال وقوع ان در آینده را بهطور قطعی تعیین نمیکند. تله توسیدید چارچوبی برای دیدن خطر است، نه ماشینی که بتواند آینده را پیشبینی کند.
ترامپ گفت: پس شما میخواهید من باور کنم که آمریکا میتواند قدرتش را حفظ کند، بدون اینکه جلوی قدرت گرفتن چین را بگیرد.
آقای شی پاسخ داد: میخواهم شما میان جلوگیری از یک تهدید واقعی و جلوگیری از هر تغییری در موازنه تفاوت بگذارید. این دو همیشه یک چیز نیستند.
ترامپ جزوه را روی میز گذاشت، اما آن را کنار نزد. برای نخستین بار، تاریخ بهجای مجموعهای از پیروزیها و شکستها، به پروندهای از فرصتهای ازدسترفته و تصمیمهایی تبدیل شده بود که هنوز میشد از تکرارشان جلوگیری کرد.

پرده سوم: جنگی که سالهاست شروع شده#
انگشت آقای شی رو تبلت رفت و تصویر عوض شد. اژدها دیگر در آسمان نبود؛ در شهری عظیم فرود آمده بود که کارخانههایش شب و روز کار میکردند. بازوهای رباتیک، قطعاتی کوچکتر از ناخن را جابهجا میکردند. کشتیها از بندر بیرون میرفتند و قطارهای باری، مواد اولیه را به کارخانهها میرساندند. روی دیوار یکی از ساختمانها، نموداری از تراشههای پیشرفته و ظرفیت محاسباتی دیده میشد.
ناگهان بخشی از خطوط تولید خاموش شد. مسیر انتقال تجهیزات پیشرفته مسدود شده بود. در طرف دیگر جهان، دولت آمریکا محدودیتهای صادراتی تازهای وضع میکرد؛ تصمیمی که در واشنگتن برای جلوگیری از برتری نظامی چین ضروری به نظر میرسید.
اژدها بهجای حمله، به درون کارخانههایش بازگشت. دانشمندان، مهندسان و شرکتهای داخلی را گرد هم آورد. ابتدا تولید کند شد و کیفیت بعضی قطعات پایین آمد، اما ماهها بعد خطوط تازهای روشن شدند. چین بخشی از وابستگی خود را کاهش داد و در حوزههایی که پیشتر به فناوری خارجی نیاز داشت، به پیشرفتهایی رسید.
عقاب از دور نگاه کرد. محدودیتها قرار بود فاصله را حفظ کنند، اما در بعضی زمینهها به رقیب انگیزه داده بودند تا مستقلتر شود. واشنگتن فشار را بیشتر کرد؛ پکن نیز این فشار را نشانهای از تصمیم آمریکا برای بستن راه صعود خود دانست.
رئیسجمهور آمریکا گفت: اگر فناوریای که میتواند قدرت نظامی شما را افزایش دهد در اختیار شما بگذاریم، چرا باید انتظار داشته باشیم که روزی علیه منافع ما به کار نرود؟
رییس جمهور چین پاسخ داد: اگر هر فناوریای را که ممکن است ما را مستقلتر کند از ما دریغ کنید، چرا باید انتظار داشته باشید که وابستگی به شما را بپذیریم؟
هیچکدام بیمنطق حرف نمیزدند. همین مسئله بود که گفتوگو را دشوار میکرد. آمریکا نمیخواست برتری نظامی و فناوریاش را واگذار کند؛ چین نیز نمیخواست امنیت آیندهاش به اجازه رقیبی وابسته باشد که قدرت مهار آن را داشت. هر طرف برای دفاع از موقعیت خود اقدام میکرد، اما نتیجه اقدامش طرف دیگر را به آمادهشدن برای رویارویی وامیداشت. چین به وضوح دنبال رقابت بدوج جنگ و یا شاید تاج گذاری بدون خون ریزی بود و آمریکا نمیتوانست بپذیرد.
روی صفحه، دو کارخانه روشنتر شدند و دو ناوگان در دریا به حرکت درآمدند. رقابت دیگر به قله و آسمان محدود نبود؛ در تراشهها، نرمافزارها، کشتیسازی، مواد معدنی و مسیرهای حملونقل جریان داشت. جنگ، پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، در قیمتها، قراردادها و زنجیرههای تأمین آغاز شده بود و پرچم های زیادی در دنیا مقصد اژدها بود.

پرده چهارم: گذرگاههای دور از میدان#
انیمیشن به اقیانوس آرام رسید. ناوهای آمریکایی در آبهای بینالمللی حرکت میکردند و کشتیهای چین در فاصلهای نهچندان دور، مسیر خود را حفظ میکردند. سپس جزیرهای در میان آبها ظاهر شد؛ تایوان، نقطهای کوچک روی نقشهای بزرگ، اما سنگینتر از اندازهاش در محاسبات دو قدرت.
دوربین از آنجا به غرب رفت؛ به اوکراین، جایی که جنگ روسیه و اوکراین منابع نظامی و سیاسی غرب را درگیر کرده بود. روسیه در تصویر نه بهصورت مهرهای در دست چین و نه بهعنوان متحدی مطیع آمریکا نمایش داده میشد؛ خرسی زخمی بود که هنوز پنجههایش را داشت و حاضر نبود از قلمرو خود عقب بنشیند.
در واشنگتن، جنگ اوکراین به معنای هزینه، مهمات و توجهی بود که نمیشد بیپایان تأمین کرد. در پکن، همان جنگ فرصتی برای مشاهده توان تحریمها، فرسایش جنگ طولانی و واکنش اتحادهای غربی فراهم میکرد. با این حال، چین نیز نمیتوانست از پیامدهای بیثباتی جهانی، اختلال تجارت و افزایش هزینه انرژی در امان بماند.
تصویر به خلیج فارس رسید. نفتکشها از تنگه هرمز عبور میکردند و خطوط باریک کشتیرانی در نقشه به رگهایی تبدیل شده بودند که اقتصاد جهان از آنها خون میگرفت. ایران در میان این تصویر ایستاده بود؛ نه بهصورت متحد گوش به فرمان چین و نه همچون ابزاری در دست آمریکا، بلکه کشوری با محاسبات و منافع خودش که جغرافیایش و قدرت موشکی عجیب و غریبش به آن امکان میداد بر امنیت و هزینه عبور از یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان را در دست بگبرد و ثبات را هروفت بخواهد به آشفتگی تبدیل کند.
رهبر چین گفت: در دیای یی با دو پادشاه نمیتوان دریا را و قوانین آن را فقط به یکی سپرد و خشکی را آن یکی. همه چیز باید تقسیم شود.
رئیسجمهور آمریکا به نقشه خیره شد. اما مختلشدن مسیر، برای بزرگ ترین مصرف کننده نفت جهان بعد از آمریکا بی هزینه نیست. کنایه ای به چین زد
البته. جغرافیا قدرت میدهد، نه مصونیت. کشوری که میتواند مسیر را ناامن کند، ممکن است روزی هم بتواند ضامن امنیت شود. ولی مهم این است در کدام زمین بازی میکند.
در تصویر، یک نفتکش از حرکت ایستاد. چند کشتی دیگر مسیرشان را تغییر دادند و بیمهگران هزینه عبور را بالا بردند. قیمت انرژی در چند مرکز تجاری جهش کرد؛ کارخانههایی که به واردات وابسته بودند، هزینههای بیشتری پرداختند و دولتهایی که هزاران کیلومتر از خلیج فارس فاصله داشتند، ناگهان خود را درگیر بحرانی یافتند که آغازش در نقشه کوچک به نظر میرسید.
شی با لبخندی شیرین ادامه داد: دوران مدیریت بر انرژی با نظم امنیتی قبلی بر خاورمیانه خیلی وقت است تمام شده و جنگ با ایران به همه دنیا نشان داد که عقاب دیگر به تنهایی نمیتواند تضمین ارائه دهد . امروز شاید مسیر دریافت انرژی ما مختل شده باشد ولی ارزشش را داشت تا تصویر پایان پادشاهی با جنگ هرمز برای همه دنیا به نمایش در بیاید مثل این انیمیشن. معادلات دیگر یک متغییر ندارد. گاهی درد کمبود برای یک دیدن یک فروپاشی نظم قدیمی قابل تحمل خواهد بود.
ترامپ به جزوهای که روی میز بود نگاه کرد. برای لحظهای به یاد آورد که در یکی از پروندههای تاریخی، فشار اقتصادی قرار بود رقیب را وادار به عقبنشینی کند، اما به جای آن به تشدید بحران کمک کرده بود. حالا مسئله فقط این نبود که ایران چه تصمیمی میگرفت؛ پرسش این بود که واکنش آمریکا و چین به آن تصمیم، چه زنجیرهای از پیامدها را به راه میانداخت.
یعنی شما حاضرید بخاطر ایران کمبوذ نفت خام را تحمل کنید؟، ترامپ این را گفت.
رهبر چین پاسخ داد: بازار انرژی، میدان جنگی نیست که برندهاش الزاماً کسی باشد که رقیبش را بیشتر زخمی کرده است . شرکای سابق در حال ازدست دادن اعتماد به آمریکا هستند و این یک ترک بزرگ روی دیوار است . شاید وقت ان رسیده باشد که عقاب به جنگل پدری خود برگرد و پادشاه انجا باشد. در خاورمیانه فرمان او نه شنیده میشود و نه اجرا. ترامپ از شدت عصبانیت سرخ شده بود ولی نمیتوانست واکنش هیجانی نشان داد. کنارش یک اژدها نشسته بود.
تصویر، هرمز را به بابالمندب و سپس به مسیرهای دورتر دریایی متصل کرد. یک بحران منطقهای میتوانست قیمت انرژی را بالا ببرد، حملونقل را گرانتر کند و تصمیمهای پایتختهایی را تغییر دهد که هزاران کیلومتر از میدان بحران فاصله داشتند. ایران، روسیه، تایوان و اوکراین هرکدام داستان جداگانهای داشتند، اما هیچکدام در جهان امروز کاملاً جدا از رقابت دو قدرت نبودند.
رئیسجمهور آمریکا گفت: پس هر بحرانی میتواند به فرصتی برای طرف مقابل تبدیل شود.
رهبر چین سر تکان داد. و هر فرصتی که شما برای تضعیف ما ببینید، ممکن است بحرانی بسازد که خودتان هم نتوانید کنترلش کنید.

پرده پنجم: پرتگاه جنگ جهنمی#
در فیلم، ناگهان همهچیز خاموش شد. صفحه سیاه، اتاق را برای چند ثانیه در انعکاس چهره دو رهبر در صفحه تبلت فرو برد. سپس تصاویر کوتاهی ظاهر شدند؛ کشتیهای جنگی در دریای شمال، بمبافکنها بر فراز اقیانوس آرام، دیوارهای بتنی و موشکهایی که در جزیرهای محصور آماده پرتاب بودند.
رئیسجمهور آمریکا یکی از تصاویر را شناخت. بحران موشکی کوبا؛ روزهایی که تصمیمی اشتباه یا برداشتی نادرست میتوانست جهان را به جنگ هستهای بکشاند. فیلم تاریخ را توضیح نمیداد، اما یک تلفن را نشان میداد که در آخرین لحظه زنگ خورد. دو طرف راهی برای عقبنشینی پیدا کردند، بیآنکه مجبور شوند شکست را اعلام کنند.
بعد تصویر به جنگ جهانی اول رفت. کارخانهها، کشتیها و ارتشهایی که هرکدام برای دفاع از کشورشان تقویت شده بودند، سرانجام در شبکهای از اتحادها و محاسبات اشتباه به جنگی گسترده کشیده شدند. در تصویری دیگر، آمریکا و شوروی روبهروی هم ایستاده بودند، اما هیچگاه مستقیماً وارد جنگ تمامعیار نشدند. رقابت ادامه یافت، بحرانها آمدند و رفتند، و با وجود خطرهای بسیار، راههایی برای جلوگیری از برخورد مستقیم پیدا شد.
آخرین تصویر، دو پرچم نبود؛ دو کشتی بود که یکی جای دیگری را در دریا میگرفت. قدرت بریتانیا بهتدریج کاهش یافته بود و آمریکا به قدرتی مسلط تبدیل شده بود، بیآنکه این انتقال به جنگ مستقیم میان آن دو منجر شود.
رئیسجمهور آمریکا گفت: شما تاریخ را طوری انتخاب کردهاید که به نفع حرفتان باشد.
تاریخ همیشه میتواند انتخابی باشد. برای همین است که فیلم پایان مشخصی ندارد.
پس نتیجهگیری شما چیست؟
رهبر چین کمی مکث کرد. اینکه قدرت در حال تغییر است. اما تغییر قدرت بهخودیخود تعیین نمیکند که چه کسی جنگ را آغاز خواهد کرد.
مرد موزرد آمریکایی به تصویر کوبا برگشت. و اگر طرف مقابل از فرصت عقبنشینی ما استفاده کند؟
آنوقت عقبنشینی سختتر میشود. اما اگر هیچ راهی برای عقبنشینی باقی نگذاریم، ممکن است هر دو طرف به جنگی برسیم که هیچکدام واقعاً نمیخواهیم.
ترامپ جزوه را باز کرد و به پرونده بحران موشکی کوبا برگشت. آنجا نوشته شده بود که ارتباط مستقیم بهتنهایی اختلافها را حل نمیکند، اما میتواند جلوی تبدیل یک حادثه به جنگ را بگیرد. کنار آن، توضیح کوتاهی درباره بازدارندگی هستهای آمده بود؛ توانایی واردکردن خسارت فاجعهبار به طرف مقابل، جنگ مستقیم را پرهزینهتر میکند، اما همزمان هر خطای محاسباتی را خطرناکتر میسازد.
ترامپ گفت: اگر هر دو طرف بدانند جنگ هستهای ممکن است هر دو را نابود کند، چرا اصلاً باید تا این اندازه به جنگ نزدیک شوند؟
رهبر چین پاسخ داد: چون هیچکس فکر نمیکند جنگ را از ابتدا با تصمیم به نابودی خودش آغاز میکند. هر طرف تصور میکند میتواند بحران را کنترل کند، طرف مقابل را عقب براند یا پیش از آنکه دیر شود، دست بالا را به دست آورد. خطر از جایی آغاز میشود که هر دو طرف همین تصور را داشته باشند.
این حرف بیش از هر تهدیدی او را نگران کرد. در سیاست، گاهی خطرناکترین تصمیمها نه از نفرت، بلکه از ترس گرفته میشوند؛ ترس از اینکه فردا ضعیفتر باشی، از اینکه عقبنشینی امروز به شکست فردا تبدیل شود، یا از اینکه دشمن، خویشتنداری تو را نشانه ضعف بداند.

پرده ششم: راه خروج از فاجعه#
صدای کوتاهی از تبلت بلند شد. تصویر جدیدی ظاهر شد؛ ناوهای جنگی در نزدیکی تایوان. یک هواپیمای نظامی مسیرش را تغییر داده بود و سامانههای راداری، حرکت آن را تهدیدآمیز ارزیابی میکردند. گزارشهای اولیه متناقض بودند. یک فرمانده از نزدیکشدن خطرناک سخن میگفت؛ دیگری معتقد بود طرف مقابل عمداً مرزهای تحمل را آزمایش کرده است.
در نسخه انیمیشن، عقاب مسیر پرواز خود را عوض کرد. اژدها آن را عقبنشینی ندانست؛ تصور کرد عقاب در حال آمادهسازی حملهای از زاویهای دیگر است. اژدها نیروهایش را جلو آورد. عقاب نیز پاسخ داد. در کمتر از چند دقیقه، هر دو نیروی بیشتری وارد میدان کردند، چون هیچیک نمیخواست نخستین طرفی باشد که ضعف نشان میدهد.
رئیسجمهور آمریکا از جا بلند شد. این سناریو واقعی است؟
یک سناریوی فرضی است که بر اساس چند نوع بحران شناختهشده ساخته شده.
و اگر در دنیای واقعی اتفاق بیفتد؟
رهبر چین این بار پاسخ فوری نداد. سپس گفت: ممکن است فرماندهان محلی تصمیم بگیرند پیش از رسیدن دستور سیاسی، از خود دفاع کنند. ممکن است یک هشدار اشتباه باشد. ممکن است یک طرف تصور کند اگر همین حالا اقدام نکند، فردا دیر خواهد شد. اژدها خیلی وقت است که توان پرواز دارد.
رئیسجمهور آمریکا به فیلم نگاه کرد. عقاب و اژدها دیگر موجوداتی عظیم در آسمان نبودند؛ در هر قاب، مجموعهای از انسانها دیده میشدند که باید در زمانی کوتاه تصمیم میگرفتند. هرکدام اطلاعات ناقص داشتند و هرکدام میدانستند که اشتباه میتواند به بهای جان هزاران نفر تمام شود.
در فیلم، فرماندهای دستور آمادهباش داد. طرف مقابل آن را نشانه حمله دانست و نیروهای بیشتری به میدان فرستاد. گزارش بعدی، گزارش قبلی را نقض میکرد، اما تصمیمها دیگر بر اساس واقعیت اولیه گرفته نمیشدند؛ بر اساس ترسی گرفته میشدند که همان تصمیمها ایجاد کرده بودند. عقاب و اژدها به سوی برخورد میرفتند، در حالی که هر دو هنوز تصور میکردند در حال دفاع از خود هستند. این همان لحظه برخورد دو ابرقدرت است.
چرا این صحنه را به من نشان میدهید؟ ترامپ پرسید.
شی گفت: چون هیچکدام از ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که بحران بعدی را خودمان کنترل خواهیم کرد. اگر ارتباط مستقیم نداشته باشیم، ممکن است یک حادثه را حمله تعبیر کنیم و برای پاسخدادن، فرصت فکرکردن را از خودمان بگیریم.
رئیسجمهور آمریکا گوشیاش را برداشت و به مشاور امنیت ملی دستور داد کانال ارتباطی نظامی با چین را دوباره بررسی کند. قرار نبود با این کار اختلافها از میان بروند. نه تایوان مسئلهای حلشده بود، نه رقابت فناوری پایان مییافت و نه هیچیک از دو کشور از مواضع راهبردی خود دست میکشید. اما دستکم قرار بود در لحظهای که تصمیمها باید در چند دقیقه گرفته شوند، امکان تماس مستقیم وجود داشته باشد.
رهبر چین گفت: اگر بخواهیم رقابت کنیم، باید راهی هم برای متوقفکردن زنجیره اشتباهها داشته باشیم. با یک خط ارتباطی نمیتوان جلوی یک برخورد طبیعی را گرفت.
رئیسجمهور آمریکا گوشی را پایین آورد. و اگر طرف مقابل از این راه برای خریدن زمان استفاده کند؟
شی پاسخ داد: آن احتمال همیشه وجود دارد. مدیریت بحران اعتماد کامل نمیخواهد؛ به این نیاز دارد که بدانیم حتی وقتی به هم اعتماد نداریم، جنگ میتواند برای هر دو طرف بدترین نتیجه باشد.
ترامپ نگاهی به جزوه انداخت. جمله آخر پرونده کوبا هنوز در ذهنش مانده بود؛ راه خروج، تسلیمشدن نیست؛ راهی است برای اینکه بحران به فاجعه تبدیل نشود. او جزوه را بست و برای نخستین بار آن روز، آن را نه یک متن تاریخی، بلکه هشداری درباره تصمیمی دید که ممکن بود روزی خودش مجبور به گرفتنش شود.

پرده هفتم: عکس یادگاری#
چند ساعت بعد، رهبران کشورهای حاضر در اجلاس در سالن اصلی گرد هم آمدند. دوربینها روشن بودند و خبرنگاران برای ثبت تصویری از دو رئیسجمهور آماده میشدند. در ظاهر، همهچیز شبیه اجلاسهای گذشته بود؛ دستدادنها، لبخندهای کنترلشده و جملاتی درباره ثبات و همکاری. اما پشت آن تشریفات، هر هیئت مشغول محاسبه جایگاه خود در نظمی بود که دیگر ثابت به نظر نمیرسید.
نظمی که پس از ۱۹۴۵ و سپس پس از فروپاشی شوروی با یک قطب و یک پادشاه تعریف میشد، اکنون در برابر واقعیتی ایستاده که نمیتواند انکارش کند؛ قدرت جهانی دیگر انحصاری نیست و آسمان و زمین، در واقعیت میان دو پادشاه و سایر بازگران دوران کذار تقسیم شده است. نشانههای این گذار، دیگر در تحلیلها و مقالات نیست؛ در جغرافیای سیاسی جهان به چشم میخورد. اوکراین نخستین ترک بزرگ در دیوار نظم قدیم بود . جایی که یک قدرت بزرگ با زور مرزها را جابهجا کرد و جهان فهمید که قواعد قدیم دیگر ضامن امنیت نیستند. تنگه هرمز و بابالمندب نشان دادند که مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت جهانی نیز به میدان رقابت و فشار تبدیل شدهاند؛ آبراههایی که زمانی زیر سایه یک قدرت بودند، امروز صحنه آزمون و ظهور قدرتهای متعددند. و تایوان، نقطهای که در آن جغرافیا، فناوری و حیثیت قدرتها به هم گره خوردهاند، به حساسترین ترک دیوار بدل شده است . ترکی که نه فقط بر سر یک جزیره، بلکه بر سر موازنه کل غرب اقیانوس آرام است. اما این تغییر فقط در جغرافیا نیست؛ در سایر مؤلفههای قدرت هژمونیک نیز هست. تراشهها، هوش مصنوعی، مواد معدنی کمیاب، زنجیرههای تأمین، شبکههای ارتباطی، کشتیسازی و حتی ماهوارهها اکنون میدانهای رقابتاند . قدرت نظامی دیگر تنها با تعداد ناوها سنجیده نمیشود؛ با توانایی تولید تراشه پیشرفته، دسترسی به داده، تسلط بر مسیرهای انرژی و توان بازدارندگی فناورانه سنجیده میشود. در چنین جهانی، پادشاه قبلی که هنوز قدرتمند است اما دیگر آنقدر قدرتمند نیست که همه چیز را به تنهایی تعیین کند ،راهی جز پذیرش این واقعیت ندارد: که قلمرو قدرت را باید تقسیم کند، که بازیگران جدیدی به میدان آمدهاند که نمیتوان نادیدهشان گرفت و اینکه حوزه نفوذش ناگزیر کاهش مییابد. این نه تسلیم است و نه شکست؛ بلکه مدیریت واقعیتی است که تاریخ برای هر قدرت مسلطی در لحظه انتقال قدرت تجویز کرده است. آسمان دیگر به یک تاج بسنده نمیکند؛ و بزرگترین آزمون این قرن، نه جنگ بر سر آن، بلکه یادگیری زندگی در آن است.
در لحظه عکس، چند تن از رهبران برای گفتوگو به سمت رئیسجمهور چین رفتند. بعضی به دنبال سرمایهگذاری بودند، بعضی بازارهای تازه میخواستند و بعضی فقط نمیخواستند در آیندهای که چین در آن قدرتمندتر میشد، از فرصتها جا بمانند. رئیسجمهور آمریکا لبخندش را حفظ کرد، اما چشمش به رفتوآمدها بود. میدانست که نفوذ فقط با تعداد ناوها اندازهگیری نمیشود؛ گاهی در قراردادهایی پنهان است که هنوز امضا نشدهاند، در فناوریهایی که کشورها به آن وابسته میشوند و در این تصور که کدام قدرت میتواند آیندهای قابل پیشبینیتر فراهم کند.
چین امروز دیگر صرفاً یک قدرت اقتصادی نیست. این کشور طی چند دهه گذشته توان صنعتی، فناوری، دریایی و نظامی خود را به شکل چشمگیری توسعه داده و در نتیجه، تغییر در وزن قدرت در آسیا دیگر موضوعی صرفاً اقتصادی نیست. در مقابل، آمریکا همچنان شبکه گستردهای از ائتلافها، ظرفیت نظامی و مزیتهای اقتصادی و فناورانه دارد و سیاست خود را بر حفظ موازنه در هند-اقیانوس آرام تنظیم کرده است اما دیگر شرایط مثل سابق نیست و آسمان قلمرو یکه تازی عقاب کله سفید امریکایی نخواهد بود.
وقتی عکس گرفته شد، رئیسجمهور چین در مرکز تصویر ایستاده بود و رئیسجمهور آمریکا یک قدم آنسوتر. عکس بهظاهر ساده بود، اما هر طرف میدانست که بعدها میتوان آن را به شکل متفاوتی تفسیر کرد؛ نشانه قدرت چین، نشانه تداوم جایگاه آمریکا، یا تصویری از نظمی که هنوز معلوم نبود به کدام سمت خواهد رفت.
پس از پایان اجلاس، رئیسجمهور آمریکا برای آخرین بار به سراغ رهبر چین رفت. گفت: من هنوز فکر میکنم شما میخواهید ما را از میانه جهان بیرون کنید.
چین پاسخ داد: و من هنوز فکر میکنم شما میخواهید مطمئن شوید که ما هرگز به اندازهای قدرتمند نشویم که بتوانیم خودمان تصمیم بگیریم.
هر دو لبخندی کوتاه زدند؛ نه از سر توافق، بلکه از سر شناختن اختلافی که با یک دیدار حل نمیشد.
رئیسجمهور آمریکا به تبلت اشاره کرد. آن انیمیشن را واقعاً با یک پرامت ساختهاید؟
شی گفت: بله. البته شاید اگر بعد از این اجلاس دستور ساخت بدهیم چیز جدیدتری بسازد. هر لحظه معادلات در حال تغییر است. با لبخندی گوشه لبش به ترامپ نگاه کرد.
رئیسجمهور آمریکا از سالن خارج شد و جزوه انتقال قدرتها را با خود برد. در راهرو، دستیارش پرسید آیا جلسه نتیجهای داشته است. مرد امریکایی پاسخی نداد. جزوه را باز کرد و یک بار دیگر جمله پایانی آن را خواند. بعد آن را بست و در کیفش گذاشت.
تصویر عقاب و اژدها در ذهنش باقی مانده بود. او هنوز قصد نداشت برتری آمریکا را واگذار کند و میدانست که چین نیز از مسیر خود عقب نخواهد نشست. اما حالا پرسش برایش اندکی فرق کرده بود. دیگر فقط این نبود که چگونه میتواند جلوی صعود چین را بگیرد؛ باید میپرسید چگونه میتواند از تبدیل رقابت به جنگی جلوگیری کند که حتی پیروزی در آن، بهایش را توجیه نخواهد کرد.
روی صفحه خاموش تبلت، آخرین قاب فیلم باقی مانده بود. عقاب و اژدها روبهروی هم در آسمان پرواز میکردند. فاصلهشان کم بود، اما هیچکدام هنوز دیگری را نزده بود. زیر تصویر، جملهای ظاهر شد که نه تهدید بود و نه وعده صلح؛
آینده از آن کسی نیست که هرگز عقب نمیرود؛ از آن کسی است که میداند چه زمانی نباید جلوتر برود.
در دنیای واقعی، رقابت ادامه داشت. کارخانهها کار میکردند، ناوها در دریا میچرخیدند، محدودیتهای فناوری پابرجا بودند و بحرانهای تازه در راه بودند. هیچکس نمیتوانست تضمین کند که کانالهای ارتباطی در لحظه حساس باز خواهند ماند یا رهبران فردا شجاعت تصمیمی دشوار را خواهند داشت.
اما دستکم، آن روز، دو مرد فهمیده بودند که بزرگترین خطر فقط قدرت گرفتن رقیب نیست؛ این است که ترس از آینده، آنها را وادار کند فاجعهای را بسازند که هر دو میخواستند از آن جلوگیری کنند.
و در آسمان، عقاب و اژدها همچنان پرواز میکردند؛ نه دوست شده بودند، نه از رقابت دست کشیده بودند. فقط هنوز راهی برای ادامهدادن پیدا میکردند، بیآنکه آسمان را به آتش بکشند.
در گوشهای از سالن، نماینده امنیتی ایران از طریق ارتباط تصویری در نشست حضور داشت و در حال گفت و گو با وزیر امور خارجه روسیه بود. او میدانست که موقعیت جغرافیایی کشورش میتواند در محاسبات انرژی و امنیت دریایی اهمیت داشته باشد، اما این موقعیت بهتنهایی تضمین نمیکرد که ایران از پیامدهای رقابت جهانی در امان بماند. هرمز میتوانست بهترین اهرم فشار باشد؛ همانقدر که میتوانست منبع هزینه و خطر شود. هیچ قدرتی، چه در واشنگتن و چه در پکن، نمیتوانست برای همیشه پیامدهای تصمیمهای دیگران را کنترل کند و این چیزی بود ایران و متحدین منطقه ای و حتی روسیه و دوستانش آن را خوب میدانستند و به همین دلیل دنبال یک یا چند امتیاز ساده نبودند. ایران به دنبال معماری نظم امنیتی خود در منطقه برای ایجاد زیرساخت لازم برای رشد اقتصادی ست وروسیه هم باید قدرت مدیریت اوراسیا را بدست گیرد و اینبار با شراکت ایران.
انها در حال صحبت با هم بودند. صحبت دو قدرت بزرگ در فضای جدید دنیا راهی برای ایجاد نظم منطقه ای ایجاد کرده بودند و برای هر تصمیم اینبار باید در معادله ای جدید متغییر عقاب و اژدها را با هم محاسبه میکردند و هر محاسبه غلط میتوانست هزینه را افزایش دهد.
نماینده ایران در به لاورف گفتک ما در ایران یک ضرب المثل معروف داریم که میگوید وقتی آشپز دوتا شد آش یا شور میشو یا بی نمک و با خنده ادامه داد دوران نظم دو قطبی و تک قطبی تمام شد و هر دو شکست خورد.
ما در آستانه ورود به دوران دو پادشاهی نیستیم بلکه وقتی پادشاه بزرگ فروریخت حالا دوران چند پادشاهی آغاز خواهد شد. پادشاهانی که مستقل از هم قدرت دارند و در رابطه با هم منافع خود را تنظیم میکنند و در حوزه نفوذ خود مستقل تصمیم میگیرند ومهم ترین هنر آنها تنظیم رابطه درست با سایرین است.
لاوروف خندید و گفت مسیر سختی در پیش روی ماست. باید مراقب پادشاهی که در حال ضعیف شدن ست باشیم. پادشاه در بن بست وحشی تر میشود.
نماینده ایران فقط یک کلمه گفت: ما اولین رام کنندگان اسب هستیم. رام کردن هنر ایرانی هاست.
اتاق شواهد داستان یک آسمان؛ دو پادشاه#
27 فیلم، سند و تحلیل برای شناخت جهان داستان
بخش اول: فیلمها و مستندها#
۱. سیزده روز (Thirteen Days —)
درام تاریخی درباره ۱۳ روز بحران موشکی کوبا از زاویه اتاق تصمیمگیری کاخ سفید؛ محور آن جلسات کمیته اجرایی شورای امنیت ملی، اختلاف نظامیان و دیپلماتها، طراحی قرنطینه دریایی، بازرسی کشتیها و پیامهای پشتپرده با مسکو است. بر اساس خاطرات رابرت کندی ساخته شده و روایتی عمدتاً آمریکایی ارائه میدهد.
https://www.imdb.com/title/tt0146309/
۲. بحران موشکی کوبا: سه مرد به سوی جنگ (۲۰۱۲)
مستند آرشیوی درباره بحران کوبا با تمرکز بر نقش کندی، خروشچف و کاسترو؛ شامل تصاویر آرشیوی، رونوشت جلسات و مصاحبه با بازماندگان.
https://www.imdb.com/title/tt2354407/
۳. ابرهایی بر فراز کوبا (۲۰۱۲)
مستند تعاملی با آرشیو صوتی جلسات کمیته اجرایی و اسناد تازهآزادشده که روند تصمیمگیری و لحظات حساس بحران را بازسازی میکند.
https://www.lbjlibrary.org/news-and-events/clouds-over-cuba
۴. کارخانه آمریکایی (۲۰۱۹)
مستند درباره خرید یک کارخانه در اوهایو توسط شرکت چینی فوآو و برخورد فرهنگهای کاری؛ نمونهای از وابستگی متقابل اقتصادی و تنشهای سرمایهگذاری چین در آمریکا.
https://www.imdb.com/title/tt9351980/
۵. مستندهای جنگ تراشه
گزارشهای تصویری درباره کنترل صادرات آمریکا، محدودیتهای هوآوی و اسامآیسی، تلاش چین برای خودکفایی نیمههادی و پیامدهای آن بر زنجیره تأمین جهانی.
https://www.cnbc.com/chip-war/
6. چهار سال جنگ در اوکراین (مستند خبری — ۲۰۲۶)
ویژهبرنامه تلویزیون آلمانی در چهارمین سالگرد جنگ، با مرور روند جنگ، تأثیرات آن بر امنیت اروپا و مصاحبه با کارشناسان و افراد محلی.
https://www.ard.de/die-ard/ard-programmdirektion/programmpresse/pressemeldungen/20260220-ukraine-schwerpunkt-100.html
7. سایهها بر دریا: تهدیدهای منطقه خاکستری در تنگه هرمز (۲۰۲۶)
تحلیل مؤسسه سلطنتی عالی دفاع بلژیک درباره استراتژی «منطقه خاکستری» ایران در تنگه هرمز، شامل بحران ۲۰۲۶ (اعلام بسته شدن تنگه توسط سپاه پاسداران اما بدون محاصره رسمی) و مکانیسم «تعطیلی ناشی از بیمه» که کشتیرانی و جریان انرژی را مختل کرد.
https://www.defence-institute.be/en/publications-2/e-note/e-note-102-anahita-sabouri/
8. راز هرمز (۱۴۰۵)
مستند شبکه مستند صداوسیما که به روایت استراتژیها و تدابیر ایرن درباره تنگه هرمز و نقش علی شمخانی میپردازد و اهمیت ژئوپلیتیک هرمز و جایگاه آن در معادلات منطقهای را شرح میدهد.
https://www.iribnews.ir/fa/news/5835800/
بخش دوم: سند/کتاب#
9. سیزده روز: خاطرات بحران موشکی کوبا — رابرت اف. کندی
خاطرات دستاول از حضور در جلسات کمیته اجرایی؛ توصیف بحثها، پیشنهادهای نظامی و مسیر رسیدن به راهحل دیپلماتیک. منبع اصلی فیلم سیزده روز.
https://wwnorton.com/books/9780393318340
10. جوهره تصمیمگیری — گراهام تالیس و فیلیپ زلنیکوف
تحلیل دانشگاهی بحران کوبا با سه چارچوب نظری (مدل عقلانی بازیگر، مدل سازمانی، مدل سیاسی-دیوانسالاری)؛ نشان میدهد تصمیمهای ظاهراً یکپارچه حاصل کشمکش نهادی و فردی است.
https://www.routledge.com/Essence-of-Decision-Explaining-the-Cuban-Missile-Crisis/Allison-Zelikow/p/book/9780321013491
11. محکوم به جنگ — گراهام الیسون
صورتبندی مفهوم «تله توسیدید» و بررسی ۱۶ مورد تاریخی رویارویی قدرت حاکم و قدرت نوظهور، با تمرکز بر روابط آمریکا-چین.
https://www.harpercollins.com/products/destined-for-war-graham-allison
12. جنگ قابل اجتناب — کوین راد
تحلیل خطر رویارویی آمریکا و چین و استدلال برای «رقابت مدیریتشده»؛ شامل بررسی گلوگاههای فناوری و اقتصادی و سناریوهای تشدید.
https://www.hachettebookgroup.com/titles/kevin-rudd/the-avoidable-war/9781541700252/
13. جنگ تراشه — کریس میلر
تاریخ و تحلیل ژئوپلیتیک نیمههادیها از زنجیره تأمین جهانی و نقش تیاسامسی، آاسامال و هوآوی تا کنترل صادرات و رقابت آمریکا-چین بر سر تراشه.
https://www.simonandschuster.com/books/Chip-War/Chris-Miller/9781982172008
14. آرشیو امنیت ملی دانشگاه جورج واشنگتن — مجموعه بحران کوبا
رونوشت جلسات کمیته اجرایی، مکاتبات و تحلیلهای پس از بحران؛ منبع اسناد اولیه.
https://nsarchive.gwu.edu/briefing-book/cuba/2017-10-27/cuban-missile-crisis
15. فهرست موجودیت دفتر صنعت و امنیت وزارت بازرگانی آمریکا
اسناد رسمی کنترل صادرات و فهرست نهادهای تحریمشده؛ سند مستقیم سیاستهای جنگ تراشه.
https://www.bis.gov/entity-list
16. برخوردها: ریشههای جنگ اوکراین و بیثباتی جهانی نوین — مایکل کیمیج
این کتاب جنگ اوکراین را حاصل سه «برخورد» ژئوپلیتیک میداند: روسیه و اوکراین، روسیه و اروپا، روسیه و آمریکا؛ چهار علت را تحلیل میکند: اراده روسیه برای کنترل اوکراین، موقعیت شکننده اوکراین، دودلی غرب درباره حاکمیت اوکراین، و برداشت پوتین از افول آمریکا. همچنین تأثیر جنگ بر پویایی قدرت جهانی آمریکا، چین و روسیه را بررسی میکند.
https://ndupress.ndu.edu/Media/News/News-Article-View/Article/4364610/collisions-the-origins-of-the-war-in-ukraine-and-the-new-global-instability/
17. سیاست بینالملل و جنگ روسیه-اوکراین: مفاهیم در تعارض — جاناتان پاکین و الکساندر لانوشکا (ویراستاران)
مجموعهای از مقالات که از جنگ روسیه-اوکراین به عنوان مطالعه موردی برای تحلیل ده مفهوم کلیدی روابط بینالملل استفاده میکند، شامل فصلهای اختصاصی درباره «چندقطبیگرایی»، گسترش ناتو، بازدارندگی، تحریمها و غیره.
https://www.routledge.com/International-Politics-and-the-Russo-Ukrainian-War-Concepts-in-Conflict/Paquin-Lanoszka/p/book/9781032670447
18. جغرافیای سیاسی تنگه هرمز: توسعه تدریجی نقش ایران — پیروز مجتهدزاده
پژوهش کلاسیک ایرانی درباره ژئوپلیتیک خلیج فارس، با تحلیل ویژگیهای جغرافیایی، تاریخی و سیاسی هرمز، ساختار قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای، و معرفی هرمز نه فقط به عنوان گذرگاه نفتی بلکه به عنوان محور ژئوپلیتیک.
https://nlai.ir/news–archive/معرفی-کتاب-«جغرافیای-سیاسی-تنگه-هرمز:-توسعه-تدریجی-نقش-ایران-(دهه-۱۹۷۰-و-۱۹۸۰)»/
19. جنگهای تنگهها — پرونده هرمز — رودی بارودی
این کتاب در واشنگتن منتشر شده و بحران ۲۰۲۶ را در چارچوب تاریخی هفتصدساله «جنگهای تنگهها» قرار میدهد، با ترکیب روایت ژئوپلیتیک و تحلیل حقوقی و فنی: قواعد حقوق بینالملل حاکم بر هرمز، درگیریهای دریایی و تجاری ۲۰۲۶، تأثیرات اقتصادی و زیستمحیطی، و امکانسنجی خطوط لوله دورزننده.
https://www.nna-leb.gov.lb/ar/news/563528/
20. تحلیل راهبردهای ایران و آمریکا در تنگه هرمز بر اساس نظریه بازیها و بازدارندگی نامتقارن (مقاله — ۱۴۰۵)
مقالهای در فصلنامه مدیریت نظامی که با ترکیب نظریه بازیها و مدل جیامسیآر راهبردهای ایران، آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس در هرمز را تحلیل میکند و نتیجه میگیرد ساختار درگیری بیشتر ظرفیت «رقابت کنترلشده و مدیریت بحران» دارد تا جنگ همهجانبه یا همکاری کامل.
https://jmm.iranjournals.ir/article_741010_b31f75ac441dd48935c69814e8632e4a.pdf
21. تایوان و جنگ تراشه (گزارش تحلیلی — اندیشکده سیاسآیاس)
گزارشهای تحلیلی اندیشکده سیاسآیاس درباره ریسک ژئوپلیتیک تایوان در «نبرد تراشه»: انحصار تولید پیشرفته تیاسامسی، تلاشهای آمریکا برای بازگرداندن زنجیره تأمین، و سناریوهای تخریب یا تحریم تایوان در صورت درگیری.
https://www.csis.org/programs/taiwan
بخش سوم: مصاحبه#
22. مصاحبههای آرشیوی با شرکتکنندگان بحران کوبا
مصاحبه با مقامات بازمانده مانند رابرت مکنامارا، مکجورج باندی و تئودور سورنسن درباره جزئیات جلسات، اختلافها و لحظات تصمیم.
https://www.gwu.edu/~nsarchiv/coldwar/interviews/
23. مصاحبه با گراهام الیسون درباره تله توسیدید
مصاحبههای ویدئویی و مکتوب که الیسون در آنها مفهوم تله توسیدید و مصداق آمریکا-چین را توضیح میدهد.
https://www.youtube.com/results?search_query=graham+allison+thucydides+trap+interview
24. مصاحبه با کریس میلر درباره جنگ تراشه
مصاحبههایی که نویسنده جنگ تراشه در آنها زنجیره تأمین نیمههادی، کنترل صادرات و رقابت آمریکا-چین را شرح میدهد.
https://www.youtube.com/results?search_query=chris+miller+chip+war+interview
25. پرسش و پاسخ با کارشناسان رند: دو سال پس از تهاجم روسیه به اوکراین
گفتگوی کارشناسان رند درباره وضعیت میدانی جنگ اوکراین، تأثیرات جهانی، نتایج احتمالی و گزینههای غرب در طول جنگ و پس از آن.
https://www.rand.org/newsletters/topics/international-affairs.html
26. مصاحبه با مایکل کیمیج درباره ریشههای جنگ اوکراین
گفتگو با نویسنده برخوردها درباره تعامل دیدگاههای روسیه، اوکراین و غرب، و چگونگی تأثیر برداشت پوتین از افول آمریکا بر تصمیم به جنگ.
https://www.youtube.com/results?search_query=michael+kimmage+ukraine+collisions+interview
https://www.defence-institute.be/en/publications-2/e-note/e-note-102-anahita-sabouri/
27. مصاحبه/سخنرانی درباره چندقطبیگرایی و نظم جهانی
مصاحبههای کارشناسان رند، گروه بینالمللی بحران یا شورای روابط خارجی درباره «پایان نظم تکقطبی» و «رقابت قدرتهای بزرگ».
https://www.crisisgroup.org/global
دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست. شما شروع کنید.